یا وتر الموتور

دانستن حق ماست...

یا وتر الموتور

دانستن حق ماست...

یا وتر الموتور

السَّلامُ عَلَیْکَ یا ثارَ اللّهِ وَ ابْنَ ثارِهِ وَ الوِتْرَ المَوْتُورِ سلام بر تو اى خون خدا و فرزند خون او سلام بر تو اى یگانه دوران
امام حسین(ع) «مؤتور» است (خون بر زمین مانده) و فرزند رشیدش حضرت بقیة اللّه ارواحنا فداه نیز «الموتور بابیه وجده» یعنی صاحب خون و خونخواه پدر و نیاکان بزرگوارش.

***
سراپا اگر زرد پژمرده ایم
ولی دل به پاییز نسپرده ایم
چو گلدان خالی ، لب پنجره
پر از خاطرات ترک خورده ایم
اگر داغ دل بود ، ما دیده ایم
اگر خون دل بود ، ما خورده ایم
اگر دل دلیل است ، آورده ایم
اگر داغ شرط است ، ما برده ایم
اگر دشنه ی دشمنان ، گردنیم !
اگر خنجر دوستان ، گرده ایم !
گواهی بخواهید ، اینک گواه :
همین زخمهایی که نشمرده ایم !
دلی سربلند و سری سر به زیر
از این دست عمری به سر برده ایم

.
.

پیوندهای روزانه

۷ مطلب در شهریور ۱۳۹۴ ثبت شده است

ای مرغ سحر عشق ز پروانه بیاموز

شنبه, ۲۱ شهریور ۱۳۹۴، ۰۸:۳۲ ب.ظ

ای مرغ سحر عشق ز پروانه بیاموز
کان سوخته را جان شد و آواز نیامد
این مدعیان در طلبش بی خبرانند
کانرا که خبر شد خبری باز نیامد

ای برتر از خیال و قیاس و گمان و وهم
وز هر چه گفته اند و شنیدیم و خوانده ایم
مجلس تمام گشت و به آخر رسید عمر
ما همچنان در اوّل وصف تو مانده ایم

  • العبد شهریار سلیم زاده

اموزه هایی گرانبها از بزرگان (40 تصویر اموزنده)

سه شنبه, ۱۷ شهریور ۱۳۹۴، ۱۱:۴۰ ب.ظ
  • العبد شهریار سلیم زاده

منـتظِـران را بـــــه لـب آمـد نفس

سه شنبه, ۱۰ شهریور ۱۳۹۴، ۰۳:۲۵ ق.ظ

 


روح و روان , مونس و محبـــــوب ما
یوســـــف کـــنـــــعانـــــی یعقـــــوب ما 

 

ســـــرور مـــــا , سیـــــّد و یعسوب ما
یونـــــس مـــــا , صـــــالـح و أیّوب ما


جوهـــــره ی مکتـــــب و مکتـــوب ما
سکّـــــه ی یـــــزدانـــــی زرکـــوب ما

غایت مـا مطـــــلب و مـــــطلـــــوب ما
مُصـــــلِح مـــــا , محسن ما , خوب ما

 

مهـــــدی امـــــّت که خـــــدا یار اوست

طلــعت خورشیــــد ز رخســـــار اوست


اوّل و آخـــــر بــــــه یقیـــــن اوسـت او
مُظـــــهــِـــرِ حق , مُحییِ دین اوست او

  • العبد شهریار سلیم زاده

حاج قاسم سلیمانی تبلور رویاهای جوانان عراقی

دوشنبه, ۹ شهریور ۱۳۹۴، ۱۰:۰۲ ب.ظ



 
یک تحلیلگر سیاسی عراق در واکنش به طرح طنزی در شبکه های اجتماعی عراق که مدال های ژنرال های منطقه را با یک فرمانده ایرانی قیاس کرده است، گفت: حضور یک فرمانده عالی رتبه در خط مقدم با منتهای تواضع، محبت و مهربانی، رویای جوانان عراقی بود که در قاسم سلیمانی تبلور یافته است.


 هاشم الکندی تحلیلگر برجسته عراقی درباره این طرح که در روزهای اخیر در شبکه های اجتماعی مدال های سه تن از رهبران کشورهای عربی را با سردار قاسم سلیمانی مقایسه کرده است، گفت: برغم تلاش های رسانه های مغرض برای تخریب شخصیت سردار سلیمانی و انتساب روحیه طایفه گری به وی، او برای عراقی ها یک شخصیت محبوب است.

وی افزود: نام قاسم سلیمانی بعد از یک سلسله حوادث مهم منطقه از جمله جنگ ۳۳ روزه در عراق بر سر زبان ها افتاد و جوانان عراقی برای شناخت این قهرمان، دنبال جزییات بیشتری از شخصیت و گذشته وی بر آمدند.

  • العبد شهریار سلیم زاده

در کوی نیکنامان ...

دوشنبه, ۹ شهریور ۱۳۹۴، ۰۱:۳۹ ق.ظ

در کوی نیک نامان مارا گذر ندادند... گر تو نمی پسندی تغییر ده قضا را

اللهم ارزقنا توفیق الشهادة فی سبیلک

  • العبد شهریار سلیم زاده

همه روز روزه بودن ...

دوشنبه, ۹ شهریور ۱۳۹۴، ۰۱:۳۳ ق.ظ
همه روز روزه بودن، همه شب نماز کردن      همه ساله حج نمودن سفر حجاز کردن

زمدینه تا به مکه، سرو پای برهنه رفتن      دو لب از برای لبیک، به وظیفه باز کردن

به معابد و مساجد، همه اعتکاف جستن      ز مناهی و ملاهی، همه احتراز کردن    

شب جمعه‌ها نخفتن، به خدای راز گفتن     ز وجود بی‌نیازش، طلب نیاز کردن         

به خدا قسم که آن‌را، ثمر آن قدر نباشد     که به روی ناامیدی در بسته باز کردن  

(شیـــــــخ بهــــــایی)
  • العبد شهریار سلیم زاده
امام رضا فرمود: می دانى مأمون چه وقت پشیمان مى شود؟ وقتى من با اهل تورات به وسیله تورات خودشان و با اصحاب انجیل به وسیله انجیل و با زبوریان به وسیله زبور و با صابئین به عبرانى و با زردشتیان به زبان فارسى و با رومیان به زبان رومى و با هر یک از دانشمندان، به زبان محلى خودشان استدلال کنم.
 شیخ صدوق روایت می کند: حسن بن محمّد نوفلى هاشمى گفت: وقتى حضرت رضا علیه السّلام از مدینه تشریف آورد، مأمون به فضل بن سهل دستور داد تا دانشمندان و صاحب نظران ادیان از قبیل جاثلیق و رأس الجالوت و پیشوایان صابئین (ستاره پرستان) و بزرگ زردشتیان (هربذ اکبر) و نسطاس رومى را جمع کند تا شاهد مناظره آنها با حضرت رضا باشد.
فضل تمام آنها را در مجلسى جمع کرد و به مأمون خبر داد که همه حاضر هستند! اجازه ورود به آنها داد و به دانشمندان احترام کرد و گفت: شما را براى عملى پسندیده جمع کرده ‏ام. پسر عمویم از مدینه آمده. فردا صبح زود همه بیایید و براى مناظره حاضر باشید و کسى تخلف نجوید. همه قبول کردند.
  • العبد شهریار سلیم زاده