یا وتر الموتور

دانستن حق ماست...

یا وتر الموتور

دانستن حق ماست...

یا وتر الموتور

السَّلامُ عَلَیْکَ یا ثارَ اللّهِ وَ ابْنَ ثارِهِ وَ الوِتْرَ المَوْتُورِ سلام بر تو اى خون خدا و فرزند خون او سلام بر تو اى یگانه دوران
امام حسین(ع) «مؤتور» است (خون بر زمین مانده) و فرزند رشیدش حضرت بقیة اللّه ارواحنا فداه نیز «الموتور بابیه وجده» یعنی صاحب خون و خونخواه پدر و نیاکان بزرگوارش.

***
سراپا اگر زرد پژمرده ایم
ولی دل به پاییز نسپرده ایم
چو گلدان خالی ، لب پنجره
پر از خاطرات ترک خورده ایم
اگر داغ دل بود ، ما دیده ایم
اگر خون دل بود ، ما خورده ایم
اگر دل دلیل است ، آورده ایم
اگر داغ شرط است ، ما برده ایم
اگر دشنه ی دشمنان ، گردنیم !
اگر خنجر دوستان ، گرده ایم !
گواهی بخواهید ، اینک گواه :
همین زخمهایی که نشمرده ایم !
دلی سربلند و سری سر به زیر
از این دست عمری به سر برده ایم

.
.

پیوندهای روزانه

ملاقات با امام زمان ‏علیه ‏السلام

چهارشنبه, ۲۶ شهریور ۱۳۹۳، ۰۴:۲۴ ب.ظ
 

ملاقات با امام زمان ‏علیه ‏السلام

 

نگارنده قبول دارد که در غیبت کبرا بعضى از نفوس قدسیّه چون سیّدبن طاووس وعلامه بحرالعلوم و شیخ محمد کوفى، موفق به دیدار یوسف فاطمه، حضرت مهدى موعود - روحى فداه - گردیده‏اند، اما این لیاقت نصیب هر شخص نمى‏شود، و تا کسى خود را مهذّب ننماید و سنخیّت با آن نیّر وجود پیدا نکند، چنین نعمتى نصیب او نمى‏شود. (مقصود، ملاقات اختیارى توأم با شناسایى است).

 

دیدگاه علامه بحرالعلوم

علامه سیّد مهدى بحرالعلوم‏رحمةاللَّه - که از اعاظم علماى امامیّه و داراى کرامات باهره بوده است - در بحث اجماع، راه جدیدى را ابداع فرموده است که از آن در گفتارِ علماىِ اصولِ قرنِ حاضر، به اجماع تشرّفى تعبیر مى‏شود.

چکیده نظر ایشان این است: در زمان غیبت کبرا براى بعضى از حاملین اسرار و علماى ابرار، توفیق تشرف حاصل و به دیدار امام نایل مى‏شوند، ولى چون مأمور به کتمان دیدارند، حکم خدا را در پوشش اجماع ابراز مى‏دارند.

این دیدگاه، مورد قبول محققان از علماى اصول واقع شده است، شیخ انصارى در کتاب "فرائد" آن را پذیرفته، ولى در غایت ندرت دانسته است.

 

 صاحب "کفایة الاصول" نیز حصول آن را براى اوحدى از علما قبول نموده است.

مرحوم ملا احمد نراقى و ملا اسداللَّه شوشترى که هر دو از اکابر فقها مى‏باشند فرموده‏اند: بسیارى از دعاها، استخارات، آداب و اعمال استحبابى که مدرک روایى ندارند، بر این اساس تدوین و تنظیم  گردیده‏اند.

 

تشرف علامه بحرالعلوم خدمت امام زمان‏علیه‏السلام

همان گونه که درباره علامه بحرالعلوم ( 1212 - 1155) مرقوم شد، فیض شرفیابى او به حضور امام عصر و ناموس دهر - عجل‏اللَّه تعالى فرجه الشریف - متواتر است.

محدث قمى در کتاب "فوائد رضویه" چند داستان براى ایشان نقل کرده است که به چکیده بعضى از آنها در این نوشتار اکتفا مى‏شود:

1 - بزرگان، از "ملّا زین‏العابدین سلماسى" که از محارم اسرار سید بوده است نقل کرده‏اند که روزى میرزاى قمى به دیدار سیّد آمد، وقتى مجلس خلوت شد میرزا به سیّد گفت: از نعمت‏هاى غیرمتناهى که به شما براى‏تان روزى شده، ما را به فیض برسانید.

سید فرمود: دو شب قبل (شب گذشته) در مسجد سهله فیض ملاقات برایم حاصل شد و مناجات امام زمان‏علیه‏السلام را با الفاظى جالب که دل را منقلب و چشم را گریان مى‏کرد استماع نمودم؛ بعد از پایان مناجات، من را به نام فراخواندند، نزدیک رفتم تا جایى که دست من به آن جناب مى‏رسید.

مرحوم سلماسى گوید: چون کلام به اینجا رسید، سیّد وارد مطلب دیگرى شد. بعد از آن میرزاى قمى خواستار ادامه داستان شد، ولى سید به او فهماند که این از اسرار مکتوم است.

2 - باز از مرحوم سلماسى نقل شده است که شخصى از سیّد پرسید: آیا در زمان غیبت کبرا دیدار امام حاصل مى‏شود؟

سیّد در حالى که مشغول کشیدن قلیان بود، سر به زیر انداخت و آهسته فرمود: چه بگویم در جواب او و حال آنکه آن حضرت من را در بغل کشیده و به سینه خود چسبانیده‏اند، و از طرفى تکذیب مدّعى دیدار آن بزرگوار وارد شده است.

سپس به آن سائل فرمود: از اهل بیت عصمت‏ علیهم ‏السلام تکذیب مدّعى دیدار رسیده است و دیگر براى او چیزى نقل نکرد.

 

داستانى از میرزاى شیرازى

مرحوم آیت اللَّه حاج شیخ مرتضى حائرى فرمود: در جریان تحریم تنباکو، میرزاى شیرازى با صلاحدید اصحاب خود، مانند مرحوم سید محمد فشارکى، مصممّ شد استعمال تنباکو را کتباً تحریم کند، ولى حدود یک هفته این کار به تاخیر افتاد. اصحاب میرزا ناراحت بودند، سرانجام مرحوم فشارکى - که از اعاظم شاگردان ایشان محسوب مى‏شده است - به حضور میرزا رفت و با کسب اجازه از ایشان، معروض داشت: چرا در صدور اعلامیه تحریم تنباکو، مسامحه مى‏کنید؟

میرزا فرمود: منتظر بودم مطلب توسّط دست دیگرى نوشته شود (امام زمان سلاماللَّه علیه)، امروز در سرداب مطهر این حالت برایم حاصل شد و نوشتم وفرستادم: "الیوم شرب التوتون در حکم محاربه با امام  زمان‏علیه‏السلام است".

دیدگاه مرحوم آیت اللَّه حائرى

مرحوم آیت اللَّه حائرى در ملحقات شرح زندگانى والد محترم‏شان (مرحوم آیةاللَّه حاج شیخ عبدالکریم حائرى) فهرستى را درباره فیض یافتگان دیدار، تنظیم نموده است، در آنجا مى‏نویسد: "این فهرست که نزدیک به پانصد نفر مى‏رسد دلالت دارد بر نشانه‏هایى از حضرت خلیفة اللَّه فى ارضه".

نگارنده گوید: ولى آنچه نزد این جانب است بیشتر از سى داستان نیست، ظاهراً موفق به اتمام آن نشده‏اند.

در میان این آمار، داستان شیخ محمد کوفى - که نامه براى مرحوم آیت اللَّه سیّد ابوالحسن اصفهانى آورد - و داستان مسجد حاج یداللَّه رجبیان در قم، و داستان ختم آیه نور - که براى خودشان اتفاق افتاده است - و داستان شیخ عبداللَّه مهرجردى، وداستان منقول از میرزا محمدباقر اصطبهاناتى در رابطه با طلبه‏اى که از مقام خود صرف نظر کرده و به تهران براى تحصیل رفته است، به چشم مى‏خورد.

 

وظیفه مدعیان انتظار

حکایتى را شنیده بودم و در بعضى کتاب‏ها هم نوشته‏اند، چکیده‏اش این است که مردى طالب دیدار بود و در این راه ریاضت‏ها کشیده‏اند. شبى به او نوید مى‏دهند که در فلان شهر (یکى از بلاد را نام مى‏برند) این فیض نصیب تو مى‏شود. او خود را به آن شهر مى‏رساند. به او نوید داده مى‏شود که امام درب دکان فلان کاسب قفل و کلید ساز نشسته‏اند. وى خود را به آن دکان رساند و به فیض دیدار نائل شد؛ اما در اثنا ملاحظه کرد که پیر زنى فرتوت قفلى را به بازار آورده و از بیچارگى آن را در معرض فروش قرار داده است. اهل بازار هر کدام آن قفل را به قیمت ناچیز ارزیابى نمودند، جز کاسبى که امام در کنار دکّان او جلوس نموده بود؛ این کاسب ارزش واقعى قفل را اعلام داشت و گفت: با اندک تنزّلى حاضرم آن را بخرم و به همان مقدار کمى که تنزّل دادم در سود خود بسنده مى‏کنم.

پیرزن خرسند شد و قفل را به ارزش مذکور به او فروخت و رفت.

آن هنگام امام رو به آن مهمان طالب دیدار کرد و فرمود: این طور باشید تا ما خودمان شما را دیدار کنیم، و به زحمتِ ریاضت، خودتان را گرفتار نکنید.

امام صادق‏علیه‏السلام مى‏فرماید: "من سرّ أن یکون من أصحاب القائم‏علیه‏السلام فلینتظر ولیعمل بالورع ومحاسن الأخلاق، وهو منتظر، فإن مات و قام القائم بعده کان له من الأجر مثل أجر من أدرکه، فجدّوا  وانتظروا، هنیئاً لکم أیّتها العصابة المرحومة".

 کسى که دوست دارد یار امام زمان‏علیه‏السلام باشد، باید انتظارش توأم با پارسایى و اخلاق حسنه باشد. اگر این افراد قبل از قیام امام‏ علیه‏ السلام بمیرند، اجرشان همانند کسانى است که موفق به یاریش شده‏ اند. بکوشید و منتظر باشید، گوارا باد شما را اى گروه بخشوده شده!"

داستانى از مرحوم آیت اللَّه مرعشى نجفى

مرحوم "آیت اللَّه سید شهاب‏الدین مرعشى" یکى از مراجع تقلید شیعه که با تکمیل کتاب "احقاق الحق" و تاسیس کتابخانه کم نظیر خود، یکى از نیرومندترین نگهبانان فرهنگ شیعه محسوب مى‏شود، در یکى از ملاقات‏هایى که با ایشان داشتم فرمود:

در نجف نزد عالمى بزرگوار (این جانب براى حفظ بعضى از جهات از ذکرنام آن عالم معذورم) به طور خصوصى درس مى‏خواندم. آن عالم بسیار مهذّب و مورد احترام همگان بود، و از کثرت علاقه به امام زمان(عج) در افواه اهل نجف از منتظران ظهور محسوب مى‏شد.

روزى براى فراگیرى درس به محضرشان رفتم، دیدم گریه مى‏کند و بسیار پریشان است. علت آن را پرسیدم، فرمود: شب گذشته در عالم رؤیا امتحان شدم، ولى از امتحان بیرون نیامدم، در خواب به من گفته شد که آقا ظهور کرده‏اند و در وادى السلام -مکان خاصى است که گورستان نجف را در بردارد- مردم با او بیعت مى‏نمایند، به مجرّد شنیدن این موضوع از جا حرکت کردم و به عجله وارد خیابان شدم. دیدم غوغایى از جمعیت است و همه با سرعت هر چه بیشتر به سوى وادى السلام مى‏روند، هر کس به فکر این است که زودتر خود را به امام برساند و با جنابش بیعت کند.

دیدم عشق دیدار امام، مردم را چنان خود باخته ساخته که کسى را با کسى کارى نیست و تمام علقه‏ها را به فراموشى سپرده‏اند؛ آنها که تا دیروز به من عشق مى‏ورزیدند دیگر به من اعتنا نمى‏کنند، بلکه با لحنى تند مى‏گویند: آقا کنار رو و مانع راه ما نباش.

کوتاه سخن آنکه احساس کردم ظهور امام بازارم را کساد کرده است، از همانجا نقشه کشیدم که در ملاقات با امام ایشان را محترمانه از ظهورش منصرف سازم. بعد از آنکه با هزار سختى به خدمتش رسیدم، عرض کردم: فدایت شوم! خودتان را به زحمت انداختید، ما کارها را ساماندهى مى‏کردیم، نیازى نبود که خود را گرفتار سازید و زحمات طاقت فرساى رهبرى را به عهده بگیرید. با این قبیل سخن‏ها مى‏خواستم امام را از ظهورش منصرف کنم، بعد از چند جمله از این نوع گفتارها، یک مرتبه از خواب بیدار شدم و فهمیدم که هنوز لیاقت حضرتش را ندارم.

نگارنده گوید: از این حکایت، من و امثال من باید حساب کار خود را بکنند؛ بدانیم که تا اصلاح نشویم وحتى المقدور از آلودگى گناه و ظلمت هوا و هوس بیرون نیاییم، انتظار همنشینى و دیدار آن عزیزِ ابرار و قدوه أخیار را نداشته باشیم.

آیینه شو، جمال پرى طلعتان طلب

جاروب کن تو خانه و پس میهمان طلب

 

دیدگاه آیت اللَّه آقاى وحید خراسانى در امر ملاقات

مرجع عظیم‏الشان و استاد محترم حضرت آیت اللَّه آقاى وحید خراسانى که علاوه بر مقامات عالیه فقه و اصول، در این گونه اُمور هم کارشناس و خبره‏اند، بارها در جلسات خصوصى و عمومى فرموده‏اند: ملاقات در غیبت کبرى به دو صورت واقع شده و مى‏شود:

1 - ملاقات در حال اختیار.

2 - ملاقات در ظرف اضطرار.

ملاقات در حال اختیار فقط منحصر به افرادى نظیر سیدبن طاووس است که احیاناً امام‏علیه‏السلام را دیده و شناخته و از او کسب فیض کرده‏اند.

و امّا ملاقات در حال اضطرار مربوط به افرادى است که در حال گرفتارى شدید به ذیل عنایت امام متوسّل مى‏شوند، و امام‏علیه‏السلام خود و یا توسط افرادى که دارند از او دستگیرى مى‏نماید.

و نیز فرمودند: آنها که در اثر لیاقت و شایستگى به فیض دیدار موفق شوند، به کسى نمى‏گویند؛ ایشان در دنبال کلام‏شان این شعر را مى‏ خواندند:

این مدعیان در طلبش بى‏خبرانند

آن را که خبر شد، خبرى باز نیامد

 

 

پیام نگارنده به توده مردم

این جانب در مسئله فیض دیدار حضرت مهدى - عجل‏اللَّه تعالى فرجه - در زمان غیبت کبرا، پیرو نظر فقهاى شامخین و محدّثان واقع بین مى‏باشم، نه طرفدار تفریط هستم و نه گرفتار افراط؛ آنچه مورد نظر اشخاص برجسته و شناخته شده باشد قبول دارم و به انظار و افکار استوانه‏هاى علم و دین، از مرحوم کلینى و مفید گرفته تا بزرگان عصر حاضر، احترام مى‏گذارم؛ همان‏گونه که علامه بحرالعلوم وامثال او فرموده‏اند این فیض را در حال اختیار، تابع سنخیّت روحى با ولىّ امر حضرت حجةبن الحسن العسکرى مى‏دانم، آن هم در چتر استتار و حفظ اسرار.

این چنین نیست که باب این نعمت بر همه کس مسدود و این طور هم نیست که بر همه کس مفتوح باشد، تا کار به جایى رسد که هر بیمار روانى یا درویش بیابانى و دکاندار خیابانى به خود اجازه دهد با ساختن یک خواب و یا تخیّل یک مکاشفه دروغین، خود را مدّعى دیدار و وابسته به آن شهریار معرّفى کند.

پیام من به توده مردم این است که طبق حدیث علوى که "در هر حرکتى شناخت لازم است" [52] در بدو امر مرجع تقلید خودشان را از طریق خبرگان عادل مشخّص کنند و بعد از آن، بدون تأیید آن مرجع در امر دین به گفته هیچ سخنران و به کتاب هیچ نویسنده‏اى اعتماد نکنند، حتى همین کتاب مرا بدون تأیید نخرند و نخوانند.

پیام من به همه آنهایى که از اقصى نقاط کشور، شبهاى چهارشنبه به این امید (دیدار امام) راهى جمکران مى‏شوند، این است که ما مکلّف به تحصیل مقدّمات ملاقات نیستیم، تکلیف ما پیروى از مکتب آن بزرگوار، یعنى انجام واجبات و ترک محرمات است، امام را هم که ببینیم غیر از این از ما انتظار ندارد.

پس بیاییم خود را اصلاح و از لوث گناه پاک سازیم، چه موفق به دیدار بشویم یا نشویم. با خود اندیشه کنیم که آیا امام راضى است هر هفته هزاران زن، بدون اجازه شوهر و یا بدون همراهى با محارم خود، آن هم با حجاب ناقص و اجتماع مختلط به عنوان دیدن، به مسجد جمکران سفر نمایند؟!

آیا امام‏علیه‏السلام راضى است به نماز اهمیّت داده نشود و محکمات دینى متروک و به فراموشى سپرده شود و به جاى آنها وقت خود را صرف شنیدن نوارهاى مبتذل و داستانهاى بى اساس بنماییم.

پیام من به اهل دیانت این است که از امر به معروف ونهى از منکر فاصله نگیرند، با عبادات ساختگى و مجعول پیر زنان و یا صوفیّه و قلندران ستیز کنند، با اسراف و تجمل هر چند در چتر مسجد و محراب باشد مبارزه کنند، زنان را از اختلاط با نامحرمان نهى کنند، با مدّاحان دروغین و واعظان غیر راستین مبارزه نمایند و صحنه هدایت را به دست با کفایت عالمان دل سوز و فقیهان متفکّر بسپارند.

 

دیدگاه مرحوم آیت اللَّه بروجردى در امر تبلیغ

از مرحوم آیت اللَّه بروجردى نقل مى‏شود که به طلاب مى‏فرمود: هر که مى‏تواند تبلیغ خداپسندانه کند، براى تبلیغ برود و اگر نمى‏تواند و از عهده آن بر نمى‏آید در قم بماند، و آنچه را که دیگران درست کرده‏اند خراب نکند.

 

دیدگاه مرحوم آیت اللَّه حائرى در امر تبلیغ

مرحوم آیت اللَّه حائرى صریحاً مى‏فرمود: کسى که مجتهد و یا قریب الاجتهاد نباشد نباید به منبر رود، مگر آنکه کتاب تأیید شده‏اى را همراه ببرد و از رو بخواند، ومى‏فرمود: تعارض احادیث و تزاحم حکایات و اخبار، نیروى تفکر لازم دارد.

 

 

 

  • العبد شهریار سلیم زاده

نظرات (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است
متاسفانه به علت عملیات بروزرسانی، موقتا امکان ارسال نظر و نظرسنجی مطالب غیر فعال می باشد.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">