یا وتر الموتور

دانستن حق ماست...

یا وتر الموتور

دانستن حق ماست...

یا وتر الموتور

السَّلامُ عَلَیْکَ یا ثارَ اللّهِ وَ ابْنَ ثارِهِ وَ الوِتْرَ المَوْتُورِ سلام بر تو اى خون خدا و فرزند خون او سلام بر تو اى یگانه دوران
امام حسین(ع) «مؤتور» است (خون بر زمین مانده) و فرزند رشیدش حضرت بقیة اللّه ارواحنا فداه نیز «الموتور بابیه وجده» یعنی صاحب خون و خونخواه پدر و نیاکان بزرگوارش.

***
سراپا اگر زرد پژمرده ایم
ولی دل به پاییز نسپرده ایم
چو گلدان خالی ، لب پنجره
پر از خاطرات ترک خورده ایم
اگر داغ دل بود ، ما دیده ایم
اگر خون دل بود ، ما خورده ایم
اگر دل دلیل است ، آورده ایم
اگر داغ شرط است ، ما برده ایم
اگر دشنه ی دشمنان ، گردنیم !
اگر خنجر دوستان ، گرده ایم !
گواهی بخواهید ، اینک گواه :
همین زخمهایی که نشمرده ایم !
دلی سربلند و سری سر به زیر
از این دست عمری به سر برده ایم

.
.

پیوندهای روزانه

یوسف زهرا در این کنعان کسی بیدار نیست

چهارشنبه, ۳۰ دی ۱۳۹۴، ۰۲:۲۲ ب.ظ

یوسف زهرا در این کنعان کسی بیدار نیست
خوابمان برده ست…در اینجا کسی هشیار نیست

تو دعامان می کنی،ما بی محلی می کنیم
هیچ کس انگار مشتاق تو ای دلدار نیست

بی قراری از غم هجر تو کار عاشق است
من که عاشق نیستم،وقتی که حالم زار نیست

آخرش می میرم و رویت ندیده می روم
ظاهرا این نوکر تو لایق دیدار نیست

زحمتت دادم،برایت درد سر بودم ببخش
در میان نوکرانت مثل من سربار نیست

باز هم بار گناهانم مرا زد بر زمین
توبه و بد قولی من که همین یکبار نیست

من فقیر و رو سیاهم،بی نوایم…بی کسم
هم نشینی کریمان با فقیران عار نیست

این دل ویرانه را آباد کن یابن الحسن...
بهر این ویرانه دل غیر از شما معمار نیست

دست من در محضرت خالیست می دانم ولی
مطمئنم با کریمان کارها دشوار نیست

من که سر تا پا گناهم….غیر گریه بر حسین
مرهمی بر زخم های این دل بیمار نیست

زینب و دروازه ی ساعات و یک شهر شلوغ
یک مسلمان در میان این همه اغیار نیست

بین بازار از روی ناقه صدا زد یا أخا
جای خواهرهای تو در بین این بازار نیست

مثل اینکه باز از زوار او جا مانده ام
قسمتم کرب و بلا در اربعین انگار نیست

شعر بود از علی سپهری

  • العبد شهریار سلیم زاده

نظرات (۶)

عالیست
پاسخ:
ممنون
  • مهنا احمدی
  • کشتی نساز اى نوح، طوفان نخواهد آمد * بر شوره زار دلها، باران نخواهد آمد

    شاید به شعر تلخـم خـرده بـگیری اما * جایی که سفره خالیست، ایمان نخواهد آمد

    رفتی کلاس اول، این جمله راعوض کن * آن مرد تـا نیاید، باران نخواهد آمد
    خیلی شعرزیبایی بود
    پاسخ:

    خانقاه و مسجد و دیر و کنشت
    هرکه را دیدم به دل بت می سرشت
    لیک در بتخانه دیدم بی عدد
    هر صنم سرگرم ذکر یا صمد
    یا صمد یعنی که ما را بشکنید
    پیکر ما را در آتش افکنید
    گر سبک گردیم در اتش چو دود
    می توان تا مبدا خود پرگشود
    ممنون که فروغ بخش محملمان شدید
    یاحق

  • رفاقت به سبک شهید
  • ذکر لب ما ، با شور و نوا
    ای جانِ جهان ، یا مهدی بیا

    پاسخ:
    اگرچه شهر برای شما چراغان است 
    برای کشتن تو نیزه هم فراوان است 

    من از سرودن شعر ظهور می ترسم 
    دوباره بیعت و بعدش عبور می ترسم 
    درون سینه ما عشق یخ زده آقا 
    تمام مزرعه هامان ملخ زده آقا 

    کسی که با تو بماند به جانت آقا نیست 
     برای آمدن این جمعه هم مهیّا نیست

    من از سیاهی شب های تار می گویم 
    من از خزان شدن این بهار می گویم 
  • مرتضی تقی زاده خسرویه
  • :'(
    پاسخ:
    سلامت باشید عزیز
  • مهدی ابوفاطمه
  • لایک
    بســـــــــــــــــــــــــــــیار زیبا بود
    ممنون
    موفق باشید
    پاسخ:
    متشکر که با نظرتون قوت قلب بودید
    علی یارتان
    اینجا برای از تو نوشتن هوا کم است
    دنیا برای از تو سرودن مرا کم است

    اکسیر من نه اینکه مرا شعر تازه نیست
    من از تو می نویسم و این کیمیا کم است

    گاهی ترا کنار خود احساس می کنم
    اما چقدر دل خوشی خواب ها کم است

    خون هر آن غزل که نگفتم بپای تست
    آیا هنوز آمدنت را بها کم است
    بها کم است..

    سرشارم از خیال ولی این کفاف نیست
    در شعر من حقیقت یک ماجرا کم است


    متاسفانه به علت عملیات بروزرسانی، موقتا امکان ارسال نظر و نظرسنجی مطالب غیر فعال می باشد.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">