یا وتر الموتور

دانستن حق ماست...

یا وتر الموتور

دانستن حق ماست...

یا وتر الموتور

السَّلامُ عَلَیْکَ یا ثارَ اللّهِ وَ ابْنَ ثارِهِ وَ الوِتْرَ المَوْتُورِ سلام بر تو اى خون خدا و فرزند خون او سلام بر تو اى یگانه دوران
امام حسین(ع) «مؤتور» است (خون بر زمین مانده) و فرزند رشیدش حضرت بقیة اللّه ارواحنا فداه نیز «الموتور بابیه وجده» یعنی صاحب خون و خونخواه پدر و نیاکان بزرگوارش.

***
سراپا اگر زرد پژمرده ایم
ولی دل به پاییز نسپرده ایم
چو گلدان خالی ، لب پنجره
پر از خاطرات ترک خورده ایم
اگر داغ دل بود ، ما دیده ایم
اگر خون دل بود ، ما خورده ایم
اگر دل دلیل است ، آورده ایم
اگر داغ شرط است ، ما برده ایم
اگر دشنه ی دشمنان ، گردنیم !
اگر خنجر دوستان ، گرده ایم !
گواهی بخواهید ، اینک گواه :
همین زخمهایی که نشمرده ایم !
دلی سربلند و سری سر به زیر
از این دست عمری به سر برده ایم

.
.

پیوندهای روزانه

مرغ باغ ملکوتم

يكشنبه, ۱۴ تیر ۱۳۹۴، ۰۳:۳۹ ب.ظ

روزها فکر من اینست و همه شب سخنم

        که چرا غافل از احوال دل خویشتنـم

             از کجا آمده ام آمدنم بـهر چه بــود

                  به کجا می روم آخر ننمایی وطنم

مانده ام سخت عجب کزچه سبب ساخت مرا

      یا چه بوده است مرا دوا از این ساختنم

   خنک آن روز که پرواز کنم تا بر دوست

به امید سر کویش پر و بالــی بزنم

  کیست آن گوش که او می شنود آوازم

    یا کدامین که سخن می کند اندر دهنم

      من به خود نامدم اینجا که به خود باز روم

      آنـکه آورد مـرا باز بـرد تــا وطنــم

   مرغ باغ ملکوتم نیم از عالم خاک

چند روزی قفسی ساخته اند از بدنم

علی یارتان

  • العبد شهریار سلیم زاده

 

نقاشی ستایش دایی برای سردار شهید حاج قاسم سلیمانی

  • العبد شهریار سلیم زاده

سرباز: خداحافظ همگی، من رفتم!!!

شنبه, ۵ تیر ۱۳۹۵، ۰۴:۳۵ ب.ظ

 

بر دوش شهر کیست که تشییع می‌شود؟
انگار این عماری مجنون بینواست 
این حجم نیلگون که سر دست می‌رود 
گویا سیاه‌پوش اسیران نینواست

...

..

.

  • العبد شهریار سلیم زاده

« نامه‌های کوفی »

پنجشنبه, ۱۵ بهمن ۱۳۹۴، ۰۱:۰۵ ب.ظ

تترون های ژاپنی
عطرهای فرانسوی
برنجهای پاکستانی
چای های هندی
در "عزای تو "همه ی جهان جمع اند

ما هم امده ایم ....
با نامه های "کوفی ".....!

***
چیزی عوض نشده ...
فقط تقویم ها شیک تر شده اند!
و سال هاست دو روز پشت سر هم، "سر خ اند "
می گویی نه
مسلمی بفرست ...
تا از بلندترین برج پایتخت
پرتش کنیم !

***

به یاد لبان تشنه ات
ظهر عاشورا ...
شربت زعفرانی نوشیدیم
در جام های کریستال.....!

  • العبد شهریار سلیم زاده

یوسف زهرا در این کنعان کسی بیدار نیست

چهارشنبه, ۳۰ دی ۱۳۹۴، ۰۲:۲۲ ب.ظ

یوسف زهرا در این کنعان کسی بیدار نیست
خوابمان برده ست…در اینجا کسی هشیار نیست

تو دعامان می کنی،ما بی محلی می کنیم
هیچ کس انگار مشتاق تو ای دلدار نیست

بی قراری از غم هجر تو کار عاشق است
من که عاشق نیستم،وقتی که حالم زار نیست

آخرش می میرم و رویت ندیده می روم
ظاهرا این نوکر تو لایق دیدار نیست

زحمتت دادم،برایت درد سر بودم ببخش
در میان نوکرانت مثل من سربار نیست

باز هم بار گناهانم مرا زد بر زمین
توبه و بد قولی من که همین یکبار نیست

من فقیر و رو سیاهم،بی نوایم…بی کسم
هم نشینی کریمان با فقیران عار نیست

این دل ویرانه را آباد کن یابن الحسن...
بهر این ویرانه دل غیر از شما معمار نیست

  • العبد شهریار سلیم زاده

«دیگر اسمت را عوض نکن»

چهارشنبه, ۳۰ دی ۱۳۹۴، ۰۸:۳۸ ق.ظ

 

ادبیات جنگ در همه جای دنیا حول محور دو مضمون عمده شکل گرفته است. تضاد آشتی ناپذیر دو نیروی متخاصم و دیگری، مضمون پیچیده‌تری بر تشابهات بین انسان‌ها .ادبیات شکل گرفته بر پایه تشابهات نیروهای متخاصم را به ادبیاتی چند پهلو و پیچیده بدل می‌کند. داستان «دیگر اسمت را عوض نکن» بر پایه‌ی همین تشابه شکل گرفته. نامه‌ای نوشته می‌شود...و در چندین نسخه در مرز ایران گذاشته می‌شود و اتفاقی این نامه به دست یک سرباز وظیفه‌ی ایرانی می‌افتد. سرباز ایرانی که باور ندارد نامه از طرف یک عراقی نوشته شده‌باشد، برای فرستنده‌ی خیالی نامه جواب می نویسد. نامه‌نگاری بین افسر عراقی و سرباز ایرانی شروع و دوستی بین این دو آغاز می‌شود. دوستی که از راه دور و به صورت مبهم شکل می‌گیرد و هرگز نمی‌توانند همدیگر را ببیند. آن‌چه مانع دیدار این دو می‌شود نقشی است که آن‌ها به عنوان نگهبانان مرزی قبول کرده‌اند و نمی‌تواند از این وظیفه شانه خالی کنند. انگیزه‌ی نامه‌نگاری افسر عراقی، گمشده‌ای است که در خاک ایران دارد. و آن گمشده چیزی نیست مگر مادر ودختری که به هنگام اشغال خرمشهر جان آن‌ها را نجات داده است. افسر عراقی هیچ از سرنوشت این مادر و دختر آگاه نیست. و از سرباز ایرانی می‌خواهد که او را در پیدا کردن این مادر و دختر کمک کند. سرباز با داشتن سر نخ‌های بسیار اندکی که افسر عراقی برای او می‌گوید موفق به پیدا کردن مادر و دختر می‌شود. و از این مرحله به بعد ما از نگاه مادر و دختر به جنگ و افسر عراقی نگاه می‌کنیم. آیا این افسر عراقی که امروز می‌خواهد از سرنوشت آن‌ها اطلاع پیدا کند ناجی آن‌هاست یا قاتل شوهرزن داستان؟

بخش کوتاهی بود از داستان«دیگر اسمت را عوض نکن»

  • العبد شهریار سلیم زاده

درخت نارنج

سه شنبه, ۲۹ دی ۱۳۹۴، ۰۳:۲۸ ب.ظ

 

من به دنبال اتاقی خالی کز دل پنجره اش عطر گل بوته ی شبنم زده ای میگذرد,کز دل پنجره اش ناله و سوز نی غمزده ای میگذرد,روزهاست میگردم تا از اینجا بروم.

من به دنبال گلیمی ساده,سقفی از چوب و حصیر,سر دری افتاده...

من به دنبال هوای خنک آزادی و دری,پنجره ای باز به یک آبادی روزهاست میگردم تا از اینجا بروم.

من به دنبال هوای نه چنین آلوده,روزگاری نه چنین افسرده,مردمانی نه چنین پزمرده روزها میگردم تا از اینجا بروم.

من به دنبال اتاقی خالی روزها میگردم کز سر کوچه آن جوی آبی,چشمه ای میگذرد که مرا عصر به عصر به تماشا ببرد.

کاش که پیر زنی صاحب یک حوض پیر با دوتا مرغ و خروسو سگی بازیگوش کاش همسایه دیوار به دیوار اتاقم باشد.

کاش که در حیاطش باشد دو سه تایی از درختان بلند,چند تایی نارنج و چناری که کلاغی هر روز به سراغش برود و من هر روز به عشق گل روشان بروم پنجره را باز کنم.

  • العبد شهریار سلیم زاده

بصیرت

دوشنبه, ۲۸ دی ۱۳۹۴، ۰۱:۴۷ ب.ظ

مسؤولیت خواص و عوام

 

ویژگی اثرپذیری عوام از خواص بار مسؤولیت خواص را سنگین تر می کند. این که در منابع اسلامی آمده که: «اذا فسد العالِم فسد العالَم»، آنگاه که عالِم فاسد شود، جهان فاسد می شود، معطوف به همین ویژگی است. بزرگ ترین گناه انسان های ممتاز و برجسته، اگر انحرافی از آنها سر بزند این است که انحراف آنها موجب انحراف بسیاری از مردم می شود. وقتی دیدند سدها شکست، وقتی دیدند کارها بر خلاف آنچه که زبان ها می گوید، جریان دارد، و برخلاف آنچه که از پیامبر صلی الله علیه و آله نقل می شود، رفتار می گردد، آنها هم آن طرف حرکت می کنند. سرنوشت عوام بستگی به شرایطی دارد که در آن زندگی می کنند و چون سرنوشت چیزی نیست که بتوان نسبت به آن بی تفاوت بود باید مواظب بود جزو عوام نباشیم: «یک عده عوام اند، تصمیم گیری ندارند. به شانس عوام بستگی دارد، اگر تصادفاً در زمانی قرار گرفت که امامی سرکار است ـ مثل امام امیرالمؤمنین علیه السلام، مثل امام راحل (ره) ما ـ که این ها را به سمت بهشت می برد، خوب، این هم به ضرب دست خوبان، رانده خواهد شد و ان شاءاللّه به بهشت می رود. اگر اتفاقاً طوری شد که در زمانی قرار گرفت که «وجعلناهم ائمة یدعون الی النار»، «الم تر الی الدین بدلوا نعمت اللّه کُفرا و احلّوا قومهم دارالبوار جهنّم یصلونها و بئس القرار»، اگر در یک چنین زمانی قرار گرفت، به سمت جهنم خواهد رفت. پس باید مواظب باشید جزو عوام نباشید».

  • العبد شهریار سلیم زاده

داستان کوتاه: به اندازه...

شنبه, ۲۱ آذر ۱۳۹۴، ۰۹:۱۰ ب.ظ

مرد فقیرى بود که همسرش کره مى ساخت و او آن ها را به یکى از بقالى های شهر مى فروخت ،آن زن کره ها را به صورت دایره های یک کیلویى مى ساخت. مرد آنرا به یکى از بقالى های شهر مى فروخت و در مقابل مایحتاج خانه را مى خرید. روزى مرد بقال به اندازه کره ها شک کرد و تصمیم گرفت آنها را وزن کند. هنگامى که آنها را وزن کرد، اندازه هر کره ۹۰۰ گرم بود. او از مرد فقیر عصبانى شد و روز بعد به مرد فقیر گفت:دیگر از تو کره نمى خرم، تو کره را به عنوان یک کیلو به من مى فروختى در حالى که وزن آن ۹۰۰ گرم است.مرد فقیر ناراحت شد و سرش را پایین انداخت و گفت:ما ترازویی نداریم و یک کیلو شکر از شما خریدیم و آن یک کیلو شکر را به عنوان وزنه قرار مى دادیم ؛ یقین داشته باش که به اندازه خودت برای تو اندازه مى گیریم! ...

  • العبد شهریار سلیم زاده

67 عکس گرافیکی بسیار زیبا

پنجشنبه, ۱۸ تیر ۱۳۹۴، ۱۱:۴۱ ق.ظ
  • العبد شهریار سلیم زاده

کسی از سرنوشت فاتح خرمشهر خبر دارد؟

يكشنبه, ۱۴ تیر ۱۳۹۴، ۰۷:۲۲ ب.ظ
  •   
  • به مناسبت سالگرد ربودن دیپلمات های ایرانی؛
  • با وجود گذشت 37 سال از ربودن حاج احمد متوسلیان و سه دیپلمات ایرانی توسط فالانژهای لبنانی، هم چنان سرنوشت مبهمی در مورد این سردار ایرانی مطرح است.

  • العبد شهریار سلیم زاده

زندگینامه کامل شهید رحیمی

جمعه, ۱۲ تیر ۱۳۹۴، ۱۲:۵۱ ق.ظ

خادم الشهدا حجت الله رحیمی

 

 

 

خادم الشهید در تاریخ 1368/12/24 در خانواده مذهبی در شهر باغملک چشم به جهان گشود       

 

زندگی نامه:

شهید حجت الله رحیمی از سال 1379 فعّالیّت‌های خود را در پایگاه بسیج و مسجد سید‌الشهد آغاز کرده وی در سال 1384 به عنوان عضو فعّال بسیج در ابتدا مسئول اطلاعات و بعدها مسئول فرهنگی پایگاه مقاومت امام حسین (ع) باغملک منصوب شد وی در سال 1385 هیئت خانگی نورالائمه را با هدف گسترش فرهنگ معنوی اهل بیت (ع) عصمت و طهارت راه اندازی نمود و صدها مراسم مذهبی در مناطق مختلف استان خوزستان برگزار کرد و در بین جوانان استان از محبوبیت خاصی برخوردار بودن شهید از سال 1386 به عنوان خادم‌الشهیدا در ستاد راهیان نور خدمت نمود. وی دانشجوی آزاد باغملک در سال 1390 به عنوان مسئول بسیج دانشگاه آزاد اسلامی باغملک منصوب شد.

  • العبد شهریار سلیم زاده

ع

صد حدیث اول

امام علی (ع) : روزی امیر المومنین (ع) خدمت حضرت محمد (ص) شرفیاب شد پیغمبر پرسید : در چه حالی هستی ابوالحسن ؟ عرض کرد : در حالیکه هشت طلبکار دارم : خدا واجبات طلب می کند . شما سنت از من می خواهید . نویسندگان عمل راستگوئی . فرشته مرگ از من روح می خواهد . خانواده از من غذا می خواهد . شیطان از من گناه می خواهد . نفس از من لذت می خواهد . و دنیا تمایل و رغبت . کتاب نصایح

امام علی (ع ) : به علی (ع) گفته شد که آیا شما عقیده دارید شراب خواری بدتر از زنا و دزدی است فرمود : بله سپس استدلال کرد که شارب الخمر وقتی شراب می خورد و مست می شود زنا می کند به سرقت دست می زند و آدم می کشد و فریضه نماز را ترک می کند . گفتار فلسفی جوان جلد 2صفحه 488

  • العبد شهریار سلیم زاده