یا وتر الموتور

دانستن حق ماست...

یا وتر الموتور

دانستن حق ماست...

یا وتر الموتور

السَّلامُ عَلَیْکَ یا ثارَ اللّهِ وَ ابْنَ ثارِهِ وَ الوِتْرَ المَوْتُورِ سلام بر تو اى خون خدا و فرزند خون او سلام بر تو اى یگانه دوران
امام حسین(ع) «مؤتور» است (خون بر زمین مانده) و فرزند رشیدش حضرت بقیة اللّه ارواحنا فداه نیز «الموتور بابیه وجده» یعنی صاحب خون و خونخواه پدر و نیاکان بزرگوارش.

***
سراپا اگر زرد پژمرده ایم
ولی دل به پاییز نسپرده ایم
چو گلدان خالی ، لب پنجره
پر از خاطرات ترک خورده ایم
اگر داغ دل بود ، ما دیده ایم
اگر خون دل بود ، ما خورده ایم
اگر دل دلیل است ، آورده ایم
اگر داغ شرط است ، ما برده ایم
اگر دشنه ی دشمنان ، گردنیم !
اگر خنجر دوستان ، گرده ایم !
گواهی بخواهید ، اینک گواه :
همین زخمهایی که نشمرده ایم !
دلی سربلند و سری سر به زیر
از این دست عمری به سر برده ایم

.
.

پیوندهای روزانه

احکام نماز(وقت شناسی_قبله شناسی و پوشش) 1

سه شنبه, ۸ مهر ۱۳۹۳، ۰۸:۲۲ ب.ظ

 

فصل اول : وضو،غسل و تیمم
تمام وضوها را به یکى از دو صورت مى توان انجام داد: 1 . وضوى ترتیبى ؛ 2 . وضوى ارتماسى .

دستور وضوى ترتیبى در وضوى ترتیبى چهار چیز واجب است :
واجب اول شستن صورت از رستنگاه مو، یعنى از جایى که موى سر بیرون مى آید تا آخر چانه از طرف طول و عرض آن به مقدارى که بین انگشت وسط وشست قرار مى گیرد که اگر مختصرى از این مقدار را نشوید، وضو باطل است و براى آنکه یقین کند این مقدار کاملا شسته شده ، باید کمى اطراف آن را هم بشوید و البته باید توجه داشت که این مقدار بایستى از بالا به پایین شسته شود.
واجب دوم شستن دست راست و بعد از آن دست چپ ، از آرنج تا سرانگشتها، و براى آنکه یقین کند آرنج را کاملا شسته ، باید کمى بالاتر ازآرنج را هم بشوید؛ البته باید توجه داشت که این قسمت را هم بایستى از بالا به پایین بشوید.
واجب سوم مسح کردن یک قسمت از چهار قسمت سر -که همان مقابل پیشانى است با دست راست و هر جاى این قسمت را به هر اندازه مسح کند کافى است ؛ حضرت امام (ره ) مى فرمایند: بنابر احتیاط واجب جاى مسح شده از عرض یک انگشت کمتر نباشد؛ اگر چه احتیاط مستحب آن است که از درازا به اندازه درازى یک انگشت و از پهنا به اندازه پهناى سه انگشت بسته مسح نماید. البته بایدتوجه داشت که مسح سر لازم نیست بر پوست آن باشد، بلکه بر موى جلو سر هم صحیح است و اما کسانى که موى سرشان به حدى بلند است که اگر شانه کنند از حد مسح خارج مى شود باید بیخ موها یا پوست سر را مسح نمایند.
واجب چهارم مسح کردن روى پاها،اول پاى راست با دست راست و بعد پاى چپ با دست چپ ، از سر یکى از انگشتها تا مفصل ،ولى حضرت امام (ره ) تا برآمدگى پاها را هم اجازه مى دهند، این از نظر طول و اما از جهت عرض به هر اندازه باشد، کفایت مى کند،اگر چه به اندازه عرض ‍ انگشت کوچک باشد؛ ولى بهتر است به اندازه سه انگشت بسته و بهتر از آن مسح تمام روى پاست .
عروة الوثقى ، فى افعال الوضوء، مساله 49؛ تحریرالوسیله ج 1، ص 23؛ توضیح المسائل ، مساله 723. 324. 524. 624. 249 تا 253
مسائل مخصوص وضوى ترتیبى 
1- اگر دست را تر کند و به صورت و دستها بکشد،چنانچه ترى دست به قدرى باشد که بواسطه کشیدن دست ، آب کمى بر آنها جارى شود،کافى است .
توضیح المسائل ،مساله 244
2- اینکه گفته شد که شستن صورت و دستها از بالا به پایین باشد،مراد آب ریختن نیست که حتما بایستى آب را هم مثلا از رستنگاه مو بریزد،بنابراین اگر کسى آب را پایین تر از رستنگاه مو بریزد -ولى با دست تر شستن را از رستنگاه مو شروع کند مانعى ندارد.
عروة الوثقى ،احکام وضو، مساله 44
3- شستن صورت در وضو لازم نیست که حتما با دست راست صورت گیرد.
دستور وضوى ارتماسى 
وضوى ارتماسى هم مانند وضوى ترتیبى چهار چیز واجب دارد منتها فرقش با وضوى ترتیبى در صورت و دستهاست که در وضوى ترتیبى صورت و دستها به نیت وضو شسته مى شد،ولى در وضوى ارتماسى صورت و دستها بایستى از بالا به پایین به نیت وضو درآب فرو برده شده و یا به نیت وضو از بالا به پایین از آب بیرون آورده شود.
توضیح المسائل ، مساله 261
مشکلى در وضوى ارتماسى و راه حل آن در وضوى ارتماسى بعضى از آقایان قائلند که حتما بایستى در هنگام فرو بردن اعضا در آب نیت وضو شود،چون اگر فقط در هنگام بیرون آوردن نیت شود، این صدق شستن نمى کند؛ چون شستن چیزى است که باید ایجاد شود و این با فرو بردن اعضا قبلا در آب ایجاد شده و فرض هم این است که در وقت فرو بردن در آب این شخص نیت وضو نداشته و در وقت بیرون آوردن چون ابقاى همان ایجاد قبلى است ، لذا صدق شستن نمى کند، لذا مى فرمایند:بایستى حتما در هنگام فرو بردن اعضا در آب نیت وضوى ارتماسى بشود و چون با فرو بردن در آب و فراگرفتن آب تمام عضو را، شستن تمام مى شود،هنگام بیرون آوردن آبهایى که به دست مى رسد آب خارج محسوب مى شود. این دسته از آقایان براى مسحها مى فرمایند بایستى تمام دست چپ یا بعضى از آن را حتما وضوى ترتیبى داد تا مسحها با آب خارج تحقق پیدا نکند، اما حضرت امام (ره ) مى فرمایند:هم در هنگام فرو بردن اعضا در آب مى شود نیت وضو کرد و هم در هنگام بیرون آوردن ،حالا طبق فرمایش ‍ ایشان اگر در هنگام بیرون آوردن نیت وضو شود، براى مسحهااشکال پیش ‍ نمى آید، اما اگر در هنگام فرو بردن نیت وضو شود و بخواهیم مسحها هم با آب خارج صورت نگیرد راه حلش این است که تمام دست چپ یا بعضى از آن را وضوى ترتیبى بدهیم -همان گونه که آن دسته از آقایان فرموده بودند و مرحوم آقاى حکیم در شرح عروة الوثقى (مستمسک ) در شرح وضوى ارتماسى راه حل دیگرى هم ارائه مى دهند که در هنگام فرو بردن نیت شستن اول و در هنگام بیرون آوردن نیت شستن دوم داشته باشد؛چون خواهیم گفت که در وضو شستن اول واجب ، و شستن دوم طبق فرمایش حضرت امام (ره ) جایز، و طبق فتواى دیگران مستحب ، و شستن سوم حرام است و این فرمایش ایشان طبق مبناى حضرت امام (ره ) هم که هنگام بیرون آوردن هم جایز مى دانند تطبیق مى کند.
عروة الوثقى ، افعال وضو، مساله 21؛ التنقیح ج 5، ص 119؛ مستمسک ، ج 2، ص 357
مسائلمخصوص وضوى ارتماسى
1- اگر وضوى بعضى از اعضا را ارتماسى و بعضى را غیر ارتماسى انجام دهد، اشکال ندارد و حتى یک عضو را هم مى تواند ترتیبى و ارتماسى وضو دهد؛ مثلا،از آرنج تا بند دست را ارتماسى و بقیه را ترتیبى وضو دهد.
توضیح المسائل ، مساله 263
2- در وضوى ارتماسى هم باید صورت و دستها از بالا به پایین شسته شود؛ پس اگر وقتى که صورت و دستها را در آب فرو مى برد، قصد وضو کند،باید صورت را از طرف پیشانى و دستها را از طرف آرنج در آب فرو برد و اگر موقع بیرون آوردن از آب قصد وضو کند، باید صورت را از طرف پیشانى و دستها را از طرف آرنج بیرون آورد.
توضیح المسائل ، مساله 262
مسائل مشترک وضوى ترتیبى و ارتماسى 
1- در وضو، شستن صورت و دستها براى بار اول واجب و براى بار دوم جایز و در مرتبه سوم و بیشتر از آن حرام مى باشد و اگر با یک مشت آب تمام عضو شسته شود و به قصد وضو بریزد،یک مرتبه حساب مى شود چه قصد بکند یک مرتبه را یا قصد نکند.
توضیح المسائل ، مساله 248
توضیح الف ) مراد از شستن چیست ؟ آیا مراد آب ریختن است یا دست کشیدن ؟ شستن یعنى رساندن آب به تمام عضو وضو و مراد دست کشیدن و یا آب ریختن نیست و حتى دست کشیدن در وضو واجب نیست . بنابراین اگر با آفتابه یا وسیله دیگر از بالا به پایین روى دستها آب بریزد و یقین کند که آب همه جاى دستش را گرفته است ، دست کشیدن لازم نیست .
ب ) حضرت امام در این مساله فرموده اند: ((اگر با یک مشت آب تمام عضو شسته شود و به قصد وضو بریزد یک مرتبه حساب مى شود چه یک مرتبه را قصد بکند یا قصد نکند)).
اما دیگران در همین مساله فرموده اند: ((اینکه کدام شستن اول یا دوم یا سوم است مربوط به قصد کسى است که وضو مى گیرد؛ پس اگر به قصد شستن مرتبه اول مثلا ده مرتبه آب به صورت بریزد،اشکال ندارد و همه آنها شستن اول حساب مى شود و اگر به قصد اینکه سه مرتبه بشوید سه مرتبه آب بریزد، مرتبه سوم آن حرام است)).
فرق این دو مساله چیست ؟ این دو مساله فرق بسیار دقیقى دارند و براى بهتر واضح شدن این مساله این چنین مى گوییم که دیگران در شستن در وضو دو تاقصد و نیت را شرط مى دانند یکى اینکه این آب را به نیت وضو بریزد،نه براى چیز دیگر و دیگر اینکه این آب را به نیت شستن چندم مى ریزد، ولى حضرت امام همان نیت اول را کافى دانسته و مى فرمایند: نیت دوم خود به خود محقق مى شود و این فرق اثر عملى هم دارد به این صورت که اگر کسى تصمیم داشته باشد به نیت شستن اول پنج مشت آب روى صورتش بریزد و با ریختن مشت سوم تمام صورتش را آب بگیرد، در اینجا به فتواى دیگران مى تواند دو مشت دیگر را هم به همان نیت شستن اول بریزد، ولى به فرمایش حضرت امام شستن اول تمام شده و آن دو مشت خودبه خود سراغ شستن دوم مى رود.
ج ) حضرت امام درباره شستن دوم فرموده اند: ((مرتبه دوم جایز)) ولى آقایان دیگر فرموده اند: ((مرتبه دوم مستحب )) است ، فرق این دو با هم چیست ؟
در باره شستن دوم سه قول است : 1- حرمت ؛ 2- استحباب ؛ 3- جواز؛ با اینکه ترکش بهتر است و اینکه حضرت امام فرموده اند: جایز است یعنى حرام نیست و اما چون دلیل استحباب بر ایشان روشن نبوده ،فتواى به استحباب نداده اند و ایشان مى فرمایند: بعیدنیست که صورت و دستها یک مرتبه شسته شود بهتر باشد،بلکه حتى یک مرتبه آب ریخته شود و اینکه شستن دوم تشریع و جایز شمرده شده ، به خاطر ضعف مردم بوده است .
عروة الوثقى ، مستحبات الوضوء (التاسع )،جواهر الکلام ،ج 2، ص ‍ 266
د) اینکه فرموده اند: ((مرتبه سوم حرام )) است ، آیا این حرمت وضو را هم باطل مى کند؟
در بعضى از موارد موجب بطلان وضو مى شود،مثلا:
- در صورتى که به این قصد سه بار بشوید که دین گفته و حال آنکه دین چنین چیزى را نفرموده است که در این صورت تشریع و بدعت است که هم حرام و هم موجب بطلان وضو مى گردد.
- اینکه دست چپ را سه مرتبه بشوید که چون آب دفعه سوم جزء آب وضو نیست ، آن وقت براى مسح پاهایش اشکال پیدا مى شود که با آب خارج مسح مى گردد.
2- فرق وضوى زن و مرد فقط در یک عمل استحبابى است ،آن هم مربوط به همین شستن اول و دوم که در مساله قبل گفته شد به این بیان که بر مردها مستحب است در شستن دستها آب اول را از پشت دست ریخته و دستها را از روى آن بشوید ولى شستن دوم را از داخل دست شروع کنند و اما زنها به عکس مردها. عروة الوثقى ،فى مستحبات الوضوء.
3- در شستن صورت اگر پوست صورت از لاى مو پیدا باشد بایستى آب را به پوست برساند و اگر پیدا نباشد شستن مو کافى است و رساندن آب به زیر آن لازم نیست و اما اگر شک کند که پوست صورت از لاى مو پیداست یا نه ،بنابر احتیاط واجب باید مو را شسته و آب را به پوست هم برساند.
توضیح المسائل ، مساله 241
4- شستن داخل بینى و مقدارى از لب و چشم که در وقت بستن دیده نمى شود، واجب نیست ؛ ولى براى آنکه یقین کند از جاهایى که باید شسته شود،چیزى باقى نمانده ،واجب است مقدارى از آنها را هم بشوید و کسى که نمى دانسته باید این مقدار را بشوید،اگر نداند در وضوهایى که گرفته این مقدار را شسته یا نه ،نمازهایى که خوانده صحیح است و اگر جایى را شک دارد که جزء ظاهر بدن است که باید شسته شود یا جزء باطن است ، بایستى بشوید.
عروة الوثقى ، احکام وضو،مساله 32،توضیح المسائل ، مساله 342
5- کسى که پیش از شستن صورت دستهاى خود را تا مچ شسته در موقع وضو باید تا سرانگشتها را بشوید و اگر فقط تا مچ را بشوید، وضوى او باطل است .
توضیح المسائل ، مساله 247
6- در هنگام وضو لازم نیست که صورت و دستها قبل از وضو گرفتن خشک باشند، ولى باید آبى که براى وضو استفاده مى شود بر آن ترى غلبه پیدا کند،بلکه اگر تر باشند، وضو صحیح است و اما جاى مسح سر بایستى خشک باشد، ولى رطوبت کم به حدى که اگر کسى بعد از مسح دید بگوید این رطوبت از مسح است ، اشکال ندارد.
توضیح المسائل ، مساله 256
7- وضو گرفتن در هنگام باریدن باران اشکال ندارد، به شرطى که آنچه روى صورت و دستهایش مى ریزد، نیت کند که آنها هم آب وضو باشد و در وقت مسحها مواظب باشد آن آب کف دستهایش را نگیرد -البته همان مقدارى که مى خواهد مسح کندو جاى مسحش هم تر نشده باشد.
8- در مسح سر و روى پاها، باید دست را روى آن بکشد و اگر دست را نگهدارد و سر یا پا را به آن بکشد، وضو باطل است ؛ولى اگر موقعى که دست را مى کشد سر یا پا مختصرى حرکت کند اشکال ندارد.
توضیح المسائل ، مساله 255
9- اگر براى مسح رطوبتى در کف دست نمانده باشد، نمى تواند دست را به آب خارج تر کند، بلکه باید از اعضاى دیگر وضورطوبت بگیرد و و با آن مسح نماید و اگر رطوبت کف دست فقط به اندازه مسح سر باشد،مى تواند سر را با همان رطوبت مسح کند و براى مسح پاها از اعضاى دیگر وضو رطوبت بگیرد.
توضیح المسائل ، مساله 258
تذکر: در حال اضطرار گرفتن آب از اعضاى دیگر و وضو براى مسحها مسلما اشکال ندارد،مانند گرمى هوا و تب شدید و باد شدید؛ اما در حال اختیار ولو بعضى اجازه نمى دهند، ولى حضرت امام مى فرمایند جایز است ، منتها در هر دو صورت به شرطى که آن آب از جایى باشد که از حد اعضاى وضو خارج نباشد.
عروة الوثقى ، احکام وضو،مساله 25
10- کسى که در کارهاى وضو و شرایط آن مثل پاک بودن آب و غصبى نبودن آن خیلى شک مى کند، باید به شک خود اعتنا نکند، وظن در اینجا هم حکم شک را دارد.
تحریر الوسیله ،ج 1، ص 33،مساله 1،توضیح المسائل ، مساله 299
شرایط وضو 
شرایط صحیح بودن وضو سیزده چیز است که ما از این سیزده شرط آنهایى را که نیاز به توضیح دارد در اینجا ذکر مى نماییم :
شرط دوم آب وضو بایستى مطلق باشد 
به طور کلى مایعات بر دو دسته اند: یک دسته از آنها اصلا اسم آب بر آنها اطلاق نمى شود مانند شیر، نفت ، شیره ، و... و دسته دیگر مایعاتى است که آب به آنها اطلاق مى شود که این دسته خود به دو قسم تقسیم مى شود:
الف ) قسمى که در نام گذارى بر آن فقط اطلاق ((آب )) تنها کافى نیست بلکه بایستى چیز دیگرى هم به آن اضافه کرد؛ مانند آب هندوانه و گلاب که از چیزى گرفته شده اند و یا آب گل که با چیزى مخلوط شده است .
ب ) قسم دومش آن است که در نام گذارى فقط اطلاق نام آب بر آن کافى است ، که اگر به چیزى هم نسبت داده شود طورى است که بدون آن هم اطلاق آب بر آن صادق است ؛ مانند آب دریا،آب چاه و....
حال مى فرمایند شرط مایعى که انسان با او وضو مى گیرد آن است که از قسم دوم (آب مطلق ) باشد؛ یعنى آبى که نه از چیزى گرفته شده و نه با چیزى مخلوط شده باشد که عرفا به او آب نگویند.
التنقیح ، ج 2،ص 11 توضیح المسائل ، مساله 15
معیار مضاف بودن آبى که با چیزى مخلوط شده 
معیار مضاف بودن آبى که با چیزى مخلوط شده ،عرف است که اگر آبى را مضاف بدانند، مضاف است و اما اینکه بعضى مى گویند: اگر در آب گل آلود کف دست دیده شود مضاف نیست و اگر دیده نشود مضاف است ، معیار صحیحى نیست .
یادآورى 1- آبى که معلوم نیست مطلق است یا مضاف ،اگر قبلا مطلق بوده ، حکم آب مطلق را دارد و اگر مضاف بوده ، حکم آب مضاف را دارد و اما اگر حالت سابقش روشن نیست و غیر از این آب ، آب دیگرى هم ندارد، بایستى براى نماز با این آب وضو گرفته و تیمم هم بنماید.
تحریر الوسیله ،ج 1، ص 52 مساله 3
2- به مساله 266 توضیح المسائل مراجعه شود.
شرط سوم آب وضو و فضایى که در آن وضو مى گیرد مباح باشد. 
درباره آب وضو غصبى نبودن را حضرت امام شرط مى دانند،ولى درباره مباح بودن مکان وضو و یا فضایى که در او وضو گرفته مى شود،ایشان احتیاط مستحب دارند ولو در تصرفش در غصب کار حرامى کرده است و اما درباره آب وضو، بایستى انسان اگر آب وضو مال کس دیگرى است علم به رضایت او داشته باشد و در صورت شک نمى شود وضو گرفته و تصرفات دیگر نمود،الا در نهرهاى بزرگ و قناتها که تا مادامى که صاحبانشان نهى نکرده اند،مى شود وضو گرفته ولو در میان آنها صغیر و دیوانه باشد.
تحریرالوسیله ،ج 1،ص 52، 62 مساله 7 و عروة الوثقى ، فى شرائط الوضوء، مساله 13
یادآورى :
1- کلمه مباح در اینجا در مقابل غصبى بودن استعمال شده ، یعنى غصبى نبودن ، و گاهى هم مباح گفته مى شود و از آن اراده عدم حکم وجوب یا حرمت یا استحباب یا کراهت مى شود؛مانند کلمه ((شیر)) در فارسى که استعمالاتش فرق مى کند.
2- مکان غصبى با فضاى غصبى فرق دارند؛ زیرا گاهى ممکن است هم مکان وهم فضا غصبى باشد و گاهى ممکن است فقط فضاغصبى باشد.
3- به توضیح المسائل مساله 268 و270 مراجعه شود.
شرط چهارم و پنجم ظرف آب وضو مباح باشد و همچنین از طلا و نقره نباشد. 
اگر آب دیگرى جز همان آبى که در ظرف غصبى و یا طلا و نقره است ندارد،وضو با آن آب باطل است ،چون در اینجا مامور به وضو نیست و چون وضویش امر ندارد،لذا چه ارتماسى وضو بگیرد و یا ترتیبى ،به وسیله آن ظرف آب بریزد یا با مشت آب بردارد، وضوباطل است ؛چون در تمام صورت تصرف در ظرف غصبى است و در اینجا اصلا امر به وضو مطلقا ندارد؛مگر اینکه آب را در ظرف دیگرى بریزد که آن ظرف مانع شرعى نداشته باشد که در اینجا ولو در این تصرفش کار حرام انجام داده ، ولى حالا که آب بدون مانع پیدا کرد، امر به وضو مى آید و اما در صورت دوم که غیر از این آب ، آب دیگر بدون مانع دارد، در آنجا امر به وضو ساقط نشده ولذا در این مورد اگر بخواهد در این ظرف غصبى وضوى ارتماسى بگیرد،وضویش ‍ باطل است ،چون وضو در چنین ظرفى نهى شده است . اما اگر بخواهد به وسیله مشت آب بردارد،ولو در وقتى که آب را بر مى دارد به خاطر تصرف در غصب معصیت کرده ، ولى وضویش صحیح است ؛ چون با آوردن آب به بیرون از ظرف مانع از آب برداشته مى شود و نهى به وضویش ‍ نمى خورد.
تحریرالوسیله ، ج 1، ص 62 مساله 8
یادآورى به مسائل 247 و 275 توضیح المسائل مراجعه شود.
شرط ششم اعضاى وضو موقع شستن و مسح کردن پاک باشد.  
قبل از وضو لازم نیست تمام اعضاى بدن پاک باشد، بلکه مى شود هر عضو را قبل از وضو دادن پاک کرد،ولى یک شستن هم به قصد ازاله نجاست و هم به قصد پاک کردن کفایت نمى کند و لو به فرو بردن در آب کر و جارى باشد، ولى اگر در هنگام فرو بردن قصد طهارت آن عضو را داشته باشد و در هنگام بیرون آوردن نیت وضو نماید کافى است -البته این نوع وضو وضوى ارتماسى است و اما نجس شدن عضوى بعد از وضو گرفتن آن اشکال ندارد،اگر چه وضو تمام نشده باشد. عروة الوثقى ، فى شرائط الوضوء (الثانى ).
=یادآورى 1- اگر یکى از اعضاى وضو قبلا نجس بوده بعد از وضو شک مى کند که آیا آنجا را آب کشیده و وضو گرفته یا نه ؟ در اینجا سه صورت دارد: یا مى داند که در حال وضو گرفتن ملتفت نبوده و توجه نداشته که آنجا نجس است که در این صورت وضو باطل است یامى داند که در حال وضو توجه داشته و یا شک دارد که توجه داشته یا نه ، که در این دو صورت وضو صحیح است ، ولى در عین حال در تمام سه صورت آن عضو به حال نجاست خود باقى است و بایستى آن عضو را آب بکشد و به هر جاى بدن یا لباس هم که یقین دارد از آن رطوبت نجس رسیده است ، بایستى آنجا را هم آب بکشد.
عروة الوثقى ، فى شرائط الوضوء، مساله 52 و توضیح المسائل ، مساله 278
2- به مساله 279 توضیح المسائل مراجعه شود.
شرط هفتم وقت براى وضو و نماز کافى باشد.  
آرى ، در صورتى وظیفه اش وضو گرفتن است که اگر وضو بگیردتمام نماز در وقت خوانده مى شود و اما اگر بخواهد وضو بگیردومقدارى ولو کمتر از یک رکعت خارج وقت خوانده شود، وظیفه اش تیمم است ، مگر آن که تیمم هم همین مقدار وقت (به مقدار وضو گرفتن )لازم داشته باشد و اما در همان صورت اول هم که وظیفه اش تیمم است ، اگر وضو بگیرد، معصیت کرده ، ولى وضویش صحیح است .
عروة الوثقى ، فى شرائط الوضوء ((الثامن )) و توضیح المسائل ، مساله 280
شرط هشتم در وضو نیت و در نیتش هم اخلاص داشته باشد؛ 
یعنى براى انجام دادن فرمان خداوند متعال و براى تقرب به او انجام دهد؛ البته درعروة الوثقى این را دو شرط حساب کرده اند؛ یکى نیت داشتن ودیگرى خلوص .
نیت چیست ؟ نیت ، در تمام اعمالى که نیاز به نیت دارد، توجه به دو چیز است :
1- توجه به اینکه چه مى کند؛
2- توجه به اینکه براى که انجام مى دهد.
به طورى که اگر کسى از او سؤ ال کرد که چه مى کنى و براى که انجام مى دهى متحیر نمانده و بتواند جواب دهد، بنابراین در نیت ، تلفظکردن و به زبان گفتن و یا در قلب خطور دادن آن لازم نیست و اماراجع به اخلاص (براى چه کسى انجام مى دهد) باید اعمال را فقط براى انجام فرمان خداوند متعال و تقرب به او انجام داد، نه براى ((ریا)) وخوشایند دیگران و الا باطل است ؛ چه ریا در اصل عمل باشد،مثل اینکه از ترس پدر یا بخاطر اینکه نگویند نماز نمى خواند نماز بخواند، و چه ریا در کیفیت عمل باشد؛ مثل اینکه نماز را در اول وقت یا در مسجدیا در صف جلو یا پشت سر آقاى فلان و یا با تحت الحنک و عبا ویا با خشوع و گریه و... بخواند و چه ریا در اجزاى نماز باشد و لو اجزاى مستحبى -مثالهایى که زده شده براى نماز بود و مى شود براى وضو هم مشابه اینها را در نظر گرفت اما اگر هدفش از عمل و محرک او تقرب به پروردگار متعال است ،ولى در ضمن مى خواهد به دیگرى هم تعلیم بدهد اشکالى ندارد و همچنین ریا بعد از عمل موجب بطلان عمل نمى شود -ولو ممکن است از ثواب عمل کم نماید و اما درباره اخلاص و مراحل آن به کتاب ((اسرارالصلوة )) حضرت امام و دیگران مراجعه شود.
عروة الوثقى ، فى شرائط الوضوء، مساله 12، 13 و مساله 29
یادآورى وضو گرفتن زن در جایى که نامحرم او را مى بیند، باطل نیست ،اگر چه معصیت کرده است .
عروة الوثقى ، فى شرائط الوضوء، مساله 30
شرط دهم در وضو موالات داشته باشد، یعنى کارهاى وضو را پشت سر هم انجام دهد.
معیار موالات داشتن یکى از دو چیز است :
1- اعضاى قبلى هنوز خشک نشده باشند؛البته مراد اعضایى نیست که داراى مو هستند؛ مانند ریش ، زیرا آنها چون خیلى دیرتر خشک مى شوند معیار نیستند.
2- پشت سر هم بودن عرفى .
که هر کدام از این دو باشد کافى است .
عروة الوثقى ، فى شرائطالوضوء، مساله 27 و تحریرالوسیله ، ج 1، ص 28 مساله 15، 17.
شرط یازدهم شستن صورت و دستها و مسح سر و پاها را درحال اختیار،خود انسان انجام دهد. 
آنچه در این فرض وضو را باطل مى کند این است که در اصل شستن ، یعنى رساندن آب به صورت یا دستها یا مسحها، اگر کسى دیگرى را کمک کند، وضو باطل است ؛اما اگر در کمکهاى دیگر که قبل از شستن و مسح کردن است ،اگر کسى وضو گیرنده را کمک کند، وضو باطل نیست و اما کمکهاى قبلى را آقایان سه دسته کرده اند:
1- کمکهاى دور، مانند آب آوردن براى وضو گیرنده و یا گرم کردن براى وضوى او، که مسلما هیچ اشکالى ندارد.
2- کمکهاى نزدیک تر مانند آب ریختن در کف دست کسى که خود او آب را به صورت و دستهایش بریزد که در این صورت ولو کراهت دارد؛ یعنى ثواب وضو را کم مى کند ولى باز هم وضو باطل نیست .
3- کمکهاى خیلى نزدیک مثل اینکه کسى آب را به صورت یا دستهاى کسى بریزد، ولى خود او نیت وضو کرده و آب را به تمام عضووضو برساند،که در این صورت هم مى فرمایند وضوى او صحیح است .
پس ،وضو در جایى باطل است که در حال اختیار دیگرى صورت یا دستهاى او را شسته و یا سر و پاهاى او را به وسیله دستهاى خود یا دستهاى وضو گیرنده مسح نماید و اما در حال اضطرار که خود نمى تواند صورت یا دستهاى خود را شسته و یا مسح سر و یا پاها را بکشد، باید نایب بگیرد و لو به مزد دادن باشد - در حد توان و قدرت البته باید توجه داشت که هر مقدار از کارهاى وضو را که خودش مى تواند انجام دهد، نبایستى نایب انجام دهد و اگر نشود با دستهاى خودش مسحش داد بایستى بنابر احتیاط واجب تیمم هم بنماید.
عروة الوثقى ، فى شرائطالوضوء، (التاسع ) و تحریر الوسیله ،ج 1،ص 27 وتوضیح المسائل ، مساله 287-285
شرط سیزدهم در اعضاى وضو مانعى از رسیدن آب نباشد.  
اگر در اعضاى وضو مانعى از رسیدن آب باشد،وضو باطل است و قبل از وضو اگر احتمال مى دهد در اعضایش مانعى باشد باید آن قدر وارسى کند که اطمینان پیدا کند که چیزى نیست ، البته در صورتى که احتمال او در نظر مردم به جا باشد؛ مثل اینکه بعد از گل کارى یا رنگ کارى یا خمیر کردن شک کند چیزى از آنها به دستش چسبیده یا نه و همچنین اگر چیزى به اعضاى وضو چسبیده ، ولى نمى داند آیا این مانع است یا نه ،بایستى برطرف نماید.
توضیح المسائل ، مساله 239،290،293.
یادآورى 1- اگر پیش از وضو بداند که در بعضى از اعضاى وضویش مانعى از رسیدن آب هست -مانند انگشتر و بعد از وضو شک کند که آیا در موقع وضو آب را به آنجا رسانده یا نه ، سه صورت دارد:
الف ) یا مى داند که در حال وضو گرفتن متوجه آن مانع نبوده ، که در این صورت باید دوباره وضو بگیرد؛
ب ) و یا مى داند ملتفت بوده ؛
ج ) و یا شک دارد،که در این دو صورت وضویش صحیح است .
توضیح المسائل ، مساله 295
2- اگر بعد از وضو چیزى که مانع از رسیدن آب است در اعضاى وضو ببیند و نداند که موقع وضو بوده یا بعد پیدا شده ، در اینجاهم سه صورت دارد:
الف ) اگر مى داند در حال وضو توجه نداشته که مانعى نباشد، وضو باطل است ؛
ب ) و اگر مى داند ملتفت بوده ،
ج ) یا شک دارد ملتفت بوده یا نه ،
در دو صورت فوق وضو صحیح است .
تحریر الوسیله ، ج 1، ص 27 مساله 21،توضیح المسائل ، مساله 297
شرایط واقعى و شرایط توجهى از این سیزده شرطى که براى وضو گفته شده ، بعضى از آنها شرایط ((واقعى )) و بعضى شرایط ((توجهى )) هستند و اما شرایط واقعى آن شرایطى است که حتما بایستى وضو آنها را داشته باشد که وضو گیرنده چه عمدا و چه از روى جهل یا فراموشى آنها را به جا نیاورد، وضو باطل است و اما شرایط توجهى آنهایى هستند که وضو گیرنده اگر از روى جهل یا فراموشى به جا نیاورد،اشکال ندارد.
شرایط واقعى 
1- پاک بودن آب وضو (شرط اول )؛
توضیح المسائل ، مساله 265.
2 مضاف نبودن آب وضو (شرط دوم )؛
توضیح المسائل ، مساله 265
3- پاک بودن اعضاى وضو هنگام شستن و مسح کردن (شرط ششم )؛
توضیح المسائل ، مساله 278 عروة الوثقى ، فى شرائطالوضوء، مساله 52
4- نیت و خلوص در نیت داشتن (شرط هشتم )؛
عروة الوثقى ، شرط سیزدهم ، تحریرالوسیله ج 1، ص 29 مساله 18
5- ترتیب (شرط نهم )؛
عروة الوثقى ، فى شرائطالوضوء، الشرط العاشر.
6- موالات (شرط دهم )؛
عروة الوثقى ، فى شرائطالوضوء، الشرط الحادى عشر.
7- استعمال آب برایش مانعى نداشته باشد (شرط دوازدهم )؛ اگر نداند که آب براى او ضرر دارد و وضو بگیرد و بعد بفهمد ضررداشته ، احتیاط واجب آن است که تیمم کند و با آن وضو نماز نخواند و اگر با آن وضو نماز به جا آورده ، دوباره آن را انجام دهد و اما کسى که مى داند آب برایش ضرر ندارد،چنانچه غسل کند یا وضو بگیرد و بعد بفهمد که آب براى او ضرر داشته ، وضو و غسل او صحیح است .
توضیح المسائل ، مساله 288
8- در اعضاى وضو مانعى از رسیدن آب نباشد (شرط سیزدهم ).
توضیح المسائل ، مساله 297
شرایط توجهى  
1- غصبى نبودن آب وضو و مکان وضو، که ولو خودش غصب کرده و فراموش کرده باشد، صحیح است . و حضرت امام درباره جهل در غصبى بودن مى فرماید: چه جهل ، جهل به حکم باشد -که نمى دانسته وضو با آب غصبى حرام است یا جهل به موضوع باشد، بدین معنا که حکم را مى دانسته ، ولى نمى دانسته این آب غصبى است و جاهل هم چه قاصر باشد چه مقصر،(شرط سوم )؛
عروة الوثقى ، فى شرائطالوضوء؛ مساله 4 و توضیح المسائل ، مساله 272
2- غصبى نبودن ظرف آب وضو (شرط چهارم )؛
عروة الوثقى ، فى شرائطالوضوء، مساله 20
3- از طلا و نقره نبودن ظرف آب (شرط پنجم )؛
4- کافى بودن وقت براى وضو و نماز که حتى حضرت امام مى فرمایند:کسى که باید در تنگى وقت تیمم کند، اگر به جاى تیمم ، وضو بگیرد، صحیح است ، چه براى آن نماز وضو بگیرد یا براى کار دیگر (شرط هفتم ).
توضیح المسائل ، مساله 281
بعضى از مستحبات وضو 
1- مسواک کردن ولو با انگشت باشد و بهتر مسواک کردن با چوب اراک است ؛
2- شستن دستها تا بند دست ؛ عروة الوثقى ، فى شرائطالوضوء، مساله 13
3- مضمضه کردن (آب در دهان گرداندن ) و استنشاق نمودن (آب در بینى کردن ) هر کدام سه مرتبه ؛
4- برداشتن آب با دست راست ، هر چند که براى شستن دست راست ، بعد از برداشتن آب با دست راست آن را به داخل کف دست چپ مى ریزد و دست راست را شستشو مى دهد؛
5- ریختن آب وضو از بالاى صورت و دستها؛
6- مردها آب شستن اول را در دستها از پشت دستها و آب شستن دوم را از داخل دستها بریزند،به خلاف زنها؛
7- دست کشیدن براى رساندن آب به اعضاى وضو، ولو بدون دست کشیدن هم آب برسد؛
8- خواندن سوره قدر در حال وضو؛
9- خواندن ((آیة الکرسى )) بعد از وضو؛
10- خواندن دعاهاى وارد شده از ائمه -علیهم السلام در هنگام وضو،که در مساله 264 توضیح المسائل بیان شده است .
عروة الوثقى ، مستحبات وضو.
بعضى از مکروهات وضو 
1- کمک گرفتن در وضو، البته در غیر شستن و مسح کردنها و غیر حال ضرورت ،مثل آب ریختن دیگرى در کف دست وضو گیرنده ؛
2- وضو گرفتن در مکان استنجا؛
3- وضو گرفتن با آبى که به وسیله گرماى خورشید گرم شده باشد؛
و اما خشک کردن آب وضو را هم عده اى مکروه مى دانند، ولى حضرت امام مکروه نمى داند.
عروة الوثقى ، مکروهات وضو.
وضوى جبیره 
در بحث وضوى جبیره این مباحث قابل بررسى است :
1- جبیره چیست ؟
2- موارد وضوى جبیره ؛
3- دستور وضوى جبیره ؛
4- مواردى که علاوه بر وضوى جبیره ،تیمم هم لازم است ؛
5- مواردى که فقط بایستى تیمم کرد؛
6- مواردى که باید وضو گرفته و بهتر است تیمم هم بکند؛
7- مواردى که باید تیمم کرده و بهتر است وضو هم بگیرد؛
8- تذکرات .
جبیره چیست ؟ 
چیزى که با آن زخم و شکسته را مى بندند و دوایى که روى زخم و مانند آن مى گذارند ((جبیره )) نامیده مى شود. توضیح المسائل ، قبل از مساله 324
موارد وضوى جبیره 
1- جایى که در یکى از اعضاى وضو زخم باشد،چه زخمهایى که علت درونى دارند، مانند دملها (قروح ) و چه زخمهایى که لت بیرونى دارند، مانند بریدگیها (جروح )؛
2- در صورتى که در یکى از اعضاى وضو شکستگى باشد؛
3- کسى که به خاطر چشم درد روى چشم را بسته و رساندن آب هم به چشمش ضرردارد.
توضیح المسائل ، مساله 342
4- در صورتى که آب براى بخشى از اعضاى وضویش (غیر از سه علت گذشته ) ضررداشته باشد،
مثل اینکه دستش از بند دست تا سرانگشتان رماتیسم دارد و پزشک گفته است که آب براى او ضرر دارد واما اگر آب براى تمام یک عضو ضرر داشته باشد،وظیفه تیمم است ؛ البته مى شود صورت سوم را هم یکى از مصادیق قسم چهارم دانست .
تحریرالوسیله ، ج 1، ص 53،مساله 7
5- در مواردى که به اعضاى وضو یا غسل چیزى چسبیده باشد که برداشتن آن ممکن نبوده و یا به قدرى مشقت دارد که نمى شود آن را تحمل کرد.
توضیح المسائل ، مساله 338
6- در جایى که در یکى از اعضاى وضو نجاستى چسبیده باشد که جدا کردن و تطهیر آن امکان نداشته باشد (مانند مساله 101 توضیح المسائل ).
عروة الوثقى ، احکام جبائر، مساله 23
دستور وضوى جبیره 
قبل از بیان دستور وضوى جبیره یادآورى این نکته لازم است که در مواردى که وضو گرفتن براى شخص ، ضرر نداشته باشد،بایستى طبق معمول وضو بگیرد؛ولو به برداشتن جبیره باشد. و یا اگر امکان برداشتن نیست ، ولى به فرو بردن در آب مى توان آب را به پوست بدن رساند، بایستى این کار را بکند، البته به شرطى که عضو یا جبیره نجس نباشد.
توضیح المسائل ، مساله ،324، 327 عروة الوثقى ، احکام جبائر.
واما در مواردى که وظیفه گرفتن وضوى جبیره است ، دستور وضوى جبیره این است که جبیره یا در محل شستن است و یا در محل مسح کردن که احکام هر کدام ذیلا بیان مى گردد.
اگر جبیره در محلشستن باشد
اگر جبیره در محل شستن باشد، بایستى اعضا و اجزاى قبل از آن را شسته تا به جایى که وظیفه او جبیره گرفتن است برسد که در اینجا دو صورت دارد:
1- روى زخم یا دمل یا شکستگى ، باز است : که در این صورت که آب ریختن روى او ضرر دارد،اگر دست تر کشیدن ضرر ندارد، بهتر است روى زخم یا دمل یا شکستگى را اگر پاک است با دست تر کشیده و بعد پارچه یا پلاستیک پاکى روى آن گذاشته و دوباره بادست تر روى پارچه و پلاستیک را مسح نماید و اما اگر روى زخم یا دمل باز است و گذاشتن پارچه چه ممکن نیست ، در این صورت شستن اطراف زخم کافى است . توضیح المسائل ، مساله 325
2- روى زخم یا دمل یا شکستگى بسته است :
در اینجا دو صورت دارد یا مى توان آن را باز کرده و روى آن را با دست تر کشید و یا نمى توان ؛ اگر باز کردن و دست تر کشیدن امکان دارد بایستى باز کرده و بنابر احتیاط واجب با دست تر روى آن کشیده و بعد دوباره روى جبیره را با دست تر بکشد.و اما اگرروى آن باز نمى شود، بایستى روى همان جبیره را با دست تر بکشد، به شرطى که روى جبیره نجس نباشد و الا بایستى روى آن به طورى که جزء جبیره حساب شود،پارچه یا پلاستیک پاکى گذاشته و روى آن را با دست تر کشیده شود.
توضیح المسائل ، مساله 328، 329
اگر جبیره در محل مسح باشد 
اگر جبیره در محل مسح باشد، یا به اندازه واجب مسح جاى بدون جبیره هست یا نیست ، اگر به اندازه واجب مسح جا براى مسح داشته باشد، بایستى همان جا را مسح نماید و اما اگر جبیره تمام جاهاى مسح را گرفته باشد، یا باز کردن آن امکان دارد یا ندارد، اگر امکان دارد بایستى آن را باز کرده و به طور معمول مسح بکشد و اگر امکان نداشته باشد،بایستى روى همان جبیره را مسح نماید؛ البته باید توجه داشت که هر مقدار از جاى مسح بدون جبیره باشد و امکان کشیدن دست هم بر روى آن باشد، نباید ازجبیره استفاده کرد، و همچنین اگر روى زخم یا دمل یا شکستگى باز باشد و کشیدن دست تر به عنوان مسح هم امکان نداشته باشد، بایستى پارچه یا پلاستیکى روى آن گذارده و روى آن را مسح نماید و اگر گذاشتن پارچه امکان نداشته باشد، باید به جاى وضو، تیمم کند و بهتر است یک وضوى بدون مسح هم بگیرد.
عروة الوثقى ،احکام جبائر، مساله 4، توضیح المسائل ، مساله 327
مواردى که هم باید وضوى جبیره گرفته و هم باید تیمم نماید 
1) اگر زخم یا شکستگى یا دمل در جلوى سر یا روى پاها باشد و روى آن باز باشد، چنانچه نتواند آن را مسح کند، باید پارچه پاکى روى آن بگذارد و روى پارچه را با ترى آب وضو که در دست مانده است ، مسح کند و بنابر احتیاط واجب تیمم هم بکند.
توضیح المسائل ، مساله 326
2) در صورتى که آب براى زخم ضرر دارد یا رساندن آب ممکن نیست و یا زخم نجس است و نمى شود آن را آب کشید و گذاشتن پارچه و دست تر کشیدن هم امکان ندارد،احتیاط واجب آن است که وضو گرفته و تیمم هم بکند.
توضیح المسائل ، مساله 329
3) اگر جبیره تمام صورت یا تمام یکى از دستها یا تمام هر دو دست را گرفته باشد، باید وضوى جبیره اى بگیرد و بنابر احتیاطواجب تیمم هم بکند.
توضیح المسائل ، مساله 330
4) اگر جبیره بیشتر از معمول اطراف زخم را گرفته و برداشتن آن ممکن نباشد باید به دستور جبیره عمل کرده و بنابر احتیاط واجب تیمم هم بکند.
توضیح المسائل ، مساله 335
5) در صورتى که در جاى وضو زخم و شکستگى نیست ، ولى به جهت دیگرى آب براى مقدارى از دست و یا صورت ضرر دارد، دراین صورت علاوه بر وضوى جبیره بایستى بنابر احتیاط واجب تیمم هم بکند.
توضیح المسائل ، مساله 336
6) اگر کسى براى مرضى که در چشم اوست موى چشم خود را بچسباند، باید وضو و غسل را جبیره اى انجام دهد و احتیاط آن است که تیمم هم بنماید (در تحریرالوسیله ج 1، ص 35 مساله 8 حضرت امام این احتیاط را صریحا احتیاط واجب بیان فرموده اند).
توضیح المسائل ، مساله 342
7) کسى که نمى داند وظیفه اش تیمم است یا وضوى جبیره ، بنابر احتیاط واجب باید هر دو را به جا آورد.
توضیح المسائل ، مساله 343
8) خونى که به واسطه کوبیده شدن زیر ناخن یا زیر پوست مى میرد،اگر طورى شود که دیگر به آن خون نگویند، پاک است و اگر به آن خون بگویند در صورتى که ناخن یا پوست سوراخ شود، اگر مشقت ندارد باید براى وضو یا غسل خون را بیرون آورند و اگر مشقت دارد باید اطراف آن را به طورى که نجاست زیاد نشود، بشویند و پارچه یا چیزى مثل پارچه بر آن بگذارند و روى پارچه دست تر بکشند و تیمم هم بکنند.
توضیح المسائل ، مساله 101.
9) هر گاه در اطراف جراحت زیادتر از قدر متعارف را هم به خاطر ضرر رساندن آب به آن نتوان شست ، بایستى بنابر احتیاط واجب مقدار ممکن را شسته و بعد روى جبیره را مسح نموده و تیمم هم بکند.
عروة الوثقى ، احکام جبائر، مساله 8.
10) جبیره اى که روى زخم گذاشته مى شود اگر با خون به طورى مخلوط شود که مانند یک شى ء واحد شوند که برداشتن آن موجب جراحت پیدا کردن محل و جریان خون بشود، در اینجا صاحب عروه مى فرماید دو صورت دارد:
یا خون استحاله شده و دیگر به آن خون گفته نمى شود جکه حضرت امام مى فرمایند این حرف مجرد فرضى بیش نیست و همچنین دوایى که نجس ‍ شده آن هم بخواهد استحاله شده باشد، این هم فرض دوم است ج یا استحاله نشده و به همان حالت خودش باقى است .
درباره صورت اول مى فرمایند: بایستى وضوى جبیره بگیرد و بنابر احتیاط واجب تیمم هم بنماید و بهتر است در هنگام وضو پارچه پاکى روى زخم نهاده و روى آن را هم مسح نماید و اما اگر استحاله نشده باشد، بایستى به دستور وضوى جبیره عمل نموده و پارچه اى روى آن انداخته و روى آن را مسح نماید.
عروة الوثقى ، احکام جبائر، مساله 20
مواردى که فقط بایستى تیمم کرد 
1) اگر جبیره تمام اعضاى وضو را گرفته باشد، باید تیمم نمود؛ ولى در عروة الوثقى مى فرمایند: اگر بیشتر اعضاى وضو را هم گرفته باشد، باز هم بایستى تیمم نماید، مثل اینکه جبیره تمام صورت و دستهاى او را گرفته و فقط سر و پاهاى او سالم باشد.
عروة الوثقى ، احکام جبائر، مساله 2
2) هرگاه یکى از اعضاى وضو نجس باشد و امکان تطهیر آن هم نباشد،در اینجا حکم جبیره بر او صادق نیست و فقط بایستى تیمم نماید (البته باید توجه داشت این غیر از جایى است که عین نجاست چسبیده و کندن آن امکان ندارد که در مواردى که باید وضوى جبیره گرفت ، حکم آن را بیان کردیم ).
عروة الوثقى ، احکام جبائر، مساله 23
3) اگر زخم یا شکستگى در غیر مواضع وضو باشد، ولى استعمال آب براى آن ضرر داشته باشد، بایستى تیمم نماید.
تحریر الوسیله ، ج 1، ص 35 مساله 7
4) اگر به خاطر چشم درد و ضرر داشتن آب براى او حتى شستن اطراف چشم هم امکان نداشته باشد، بایستى فقط تیمم نماید.
تحریرالوسیله ، ج 1 ص 35 مساله 88

 

مواردى که باید وضو گرفته و بهتر است تیمم هم بکند 
1) اگر به صورت و دستها چیزى مانند قیر چسبیده که کندن آن ممکن نیست ، مسح کردن روى آن کافى است و بهتر است تیمم هم بنماید.
تحریرالوسیله ، ج 1، ص 53 مساله 9
مواردى که باید تیمم کرده و بهتر است وضو هم بگیرد 
1) اگر زخم یا دمل یا شکستگى در جلو سر یا روى پاها باشد و روى آن باز باشد و گذاشتن پارچه براى مسح کردن روى آن هم امکان نداشته باشد، باید به جاى وضو تیمم کرده و بهتر است یک وضوى بدون مسح هم بگیرد.
توضیح المسائل ، مساله 326
2) اگر در جاى وضو زخم و جراحت و شکستگى نیست ، ولى به جهت دیگرى آب براى تمام دست و صورت ضرر دارد، باید تیمم کند و احتیاط مستحب آن است که وضوى جبیره هم بگیرد.
توضیح المسائل ، مساله 336
تذکرات مربوط به وضوى جبیره 
1- کسى که وظیفه او تیمم است ، اگر در بعضى از اعضاى تیمم او زخم یا دمل یا شکستگى باشد، باید به دستور وضوى جبیره تیمم جبیره اى نماید و همچنین اگر چیزى چسبیده است که امکان برداشتنش نیست .
تحریرالوسیله ، ج 1، ص 36 مساله 12 وتوضیح المسائل ، مساله 340
2- در جبیره فرقى بین وضوهاى واجب و مستحب نیست .
عروة الوثقى ، احکام جبائر، مساله 27
3- به مسائل 332 تا 334 339 431 434،توضیح المسائل مراجعه شود.
چیزهایى که براى آنها باید وضو گرفت 
براى شش چیز وضو گرفتن واجب است :
اول : براى نمازهاى واجب غیر از نماز میت .  
یادآورى 1- اگر پیش از وقت نماز به قصد اینکه با طهارت باشد وضو بگیرد و یا غسل کند صحیح است .
توضیح المسائل ، مساله 320
2- س : اگر قبل از وقت نماز براى آن وضو بگیرد،وضوى او صحیح است یا خیر؟ و در صورتى که صحیح باشد، آیا بین اینکه وقت نماز نزدیک باشد یا نه ، فرقى هست یا خیر؟
ج : وضویش صحیح است و وضو قبل از وقت و بعد از وقت مستحب است .
توضیح المسائل ، مساله 321
دوم : براى قضاى سجده و تشهد فراموش شده ،اگر بین آنها و نماز حدثى ازاو سرزده باشد؛مثلا بول کرده باشد. 
توضیح الف ) حدث به چیزى گفته مى شود که اگر براى انسان پیش آید براى نمازش بایستى وضو گرفته و یا غسل نماید، که اگر حدث اصغر باشد براى نماز وضو مى گیرد و اگر حدث اکبر باشد بایستى براى نمازش غسل کند؛ حدث اصغر آن است که سبب مى شودانسان براى نمازش وضو بگیرد؛ مانند بول کردن و... و حدث اکبر آن است که موجب غسل مى گردد؛ مانند جنابت و...
ب ) اگر انسان سجده و یا تشهدى را در نماز فراموش کند، دو صورت دارد: یا شک دارد که به جا آورده یا نه و یایقین دارد که انجام نداده است ،اگر صورت شک باشد یا در محل است یا از محل گذشته ، اگر شک کند و در محل باشد، بایستى به جا آورد و اما اگر شک کند و ازمحل آن گذشته باشد به شک خود اعتنایى نمى کند و اما اگر یقین داشته باشد که به جا نیاورده ، چه در محل باشد و چه ازمحل گذشته باشد، بایستى برگردد و انجام دهد؛ مگر اینکه وارد رکن بعدى شده باشد؛ مثل اینکه وارد رکوع رکعت بعد شده باشد، که اگر وارد رکوع شده و یا بعد از آن یقین پیدا کند، در اینجا حق برگشتن ندارد و باید بعد از سلام نماز آن سجده یا تشهد را قضا نموده و بعد از آن هم دو سجده سهو بنماید.
از مواردى که وضو گرفتن واجب است ، جایى است که سجده و یا تشهدى را فراموش کرده و بعد از نماز هم از قضا کردن آن غفلت کرده و سپس ‍ وضوى او باطل شده و حدثى هم که وضوى او را باطل کرده حدث اصغر بوده که در این صورت وقتى یادش آمد، بایستى وضو گرفته و رو به قبله نشسته و یک سجده یا تشهد را قضا نموده و بعد از آن دو سجده سهو هم به جا آورد.
سوم : براى طواف واجب خانه کعبه ؛  
چهارم : اگر نذر کرده یا عهد کرده یا قسم خورده باشد که وضو بگیرد؛ 
پنجم : اگر نذر کرده باشد که جایى از بدن خود را به خط قرآن برساند؛ 
ششم :  
براى آب کشیدن قرآنى که نجس شده یا بیرون آوردن آن از مستراح ومانند آن درصورتى که مجبور باشد دست یاجاى دیگر بدن خود را به خط قرآن برساند، ولى اگرمعطل شدن به مقدار وضو بى احترامى به قرآن باشد، باید بدون اینکه وضوبگیرد، قرآن را از مستراح و مانند آن بیرون آورد، یا اگر نجس شده آن را آب بکشد و تا ممکن است از زدن دست به خط قرآن خوددارى کند و اما اگرورق قرآن یاچیزى که احترام آن لازم است ، مثل کاغذى که اسم خدا یا پیغمبر یاامام بر آن نوشته شده و یاربت حضرت سیدالشهدا -علیه السلام در مستراح افتاده و بیرون آوردن آن - حتى با خرج کردن مبلغى امکان نداشته باشد، باید به آن مستراح نروند تا یقین کنند که آنها به کلى از بین رفته اند.
=یادآورى 1) رساندن جایى از بدن ، بدون طهارت (وضو، غسل یا تیمم ) به خط قرآن یا اسم خداوند متعال ، به هر زبانى نوشته شده باشد، حرام است و همچنین مس نام مبارک پیامبر و امام و حضرت زهرا -علیهم السلام اگر هتک و بى احترامى باشد، حرام است .
توضیح المسائل ، مساله 317، 319
2) در مورد آنچه که در یادآورى اول گفتیم فرقى نیست که آنچه مس ‍ مى شود جاز اسامى مقدس ج در قرآن باشد یا در جاى دیگرمانند بدن ، روزنامه ، الله جبه صورت ج طلا، و یا آرم جمهورى اسلامى و....
عروة الوثقى ، فى غایات الوضوء، مساله 8.
3) در کلماتى که بین قرآن و چیزهاى دیگر مشترکند، ملاک قصد نویسنده است .
عروة الوثقى ، فى غایات الوضوء، مساله 9
4) اگر روى چیزى که مس آن بدون طهارت حرام است ، شیشه یا پلاستیک بکشند، مس آن اشکال ندارد.
عروة الوثقى ، فى غایات الوضوء، مساله 12
5) مس غیر از خطوط قرآن ، مانند حاشیه و جلد آن براى کسى که طهارت (وضو، غسل یا تیمم ) ندارد، حرام نیست ، اگر چه کراهت دارد و نه تنها مس ‍ حاشیه کراهت دارد، بلکه همراه داشتن آن هم بدون طهارت مکروه است و همچنین مس ترجمه قرآن به هر زبانى باشد، اشکالى ندارد به شرطى که اسمى از اسامى خداوند در آن نباشد؛ چون مس اسم خداوند متعال به هر زبانى که باشد، بدون طهارت حرام است .
عروة الوثقى ، فى غایات الوضوء، مساله 16، 17
6) جلوگیرى بچه و دیوانه از مس خط قرآن واجب نیست ، ولى اگر مس ‍ نمودن آنان بى احترامى به قرآن باشد، باید از کار آنان جلوگیرى کنند.
توضیح المسائل ، مساله 318
7) به مسائل 301 303 304 305 توضیح المسائل مراجعه شود.
8) اگر یقین دارد که شروع به وضو گرفتن کرده است ، ولى نمى داند که آیا آن را تمام کرده است یا نه ، بایستى دوباره وضو بگیرد.
عروة الوثقى ، فى شرائط الوضوء مساله 49
بعضى از وضوهاى مستحبى 
1- براى نماز میت ؛
2- براى زیارت اهل قبور؛
3- براى رفتن به مسجد؛
4- براى رفتن به حرم امامان -علیهم السلام ؛
5- براى همراه داشتن قرآن ؛
6- براى خواندن و نوشتن قرآن ؛
7- براى مس حاشیه قرآن ؛
8- براى خوابیدن ؛
9- براى دعا و طلب حاجت از خداوند متعال ؛
10- براى سجده شکر.
11- شب عروسى براى عروس و داماد؛
12- براى آمیزش شوهر با زن در حال حاملگى ؛
13- براى زن حائض مستحب است در اوقات نماز وضو گرفته و در جایگاهش به اندازه نماز خواندن بنشیند و مشغول ذکر و دعا وقرآن شود؛
14- براى کسى که وضو دارد، مستحب است دوباره وضو بگیرد؛
15- براى شخص جنب اگر مى خواهد چیزى بخورد.
عروة الوثقى ، فى وضوئات المستحبة ، مساله 2 و توضیح المسائل ، مساله 323
چیزهایى که وضو را باطل مى کند 
هفت چیز وضو را باطل مى کند:
اول : بول ولو قطره اى باشد، الا کسى که بول او قطره قطره بى اختیار از او بیرون مى آید (مسلوس ) که حکم آن از مساله 306 توضیح المسائل به بعد بیان شده است . یادآورى 1- آبى که گاهى بعد از ملاعبه و بازى کردن از انسان خارج مى شود و به آن ((مذى )) مى گویند، پاک است و نیز آبى که گاهى بعد ازمنى
بیرون مى آید و به آن ((وذى )) مى گویند و آبى که بعد از بول بیرون مى آید و به آن ((ودى )) گفته مى شود اگر بول به آن نرسیده باشد، پاک است و چنان که انسان بعد از بول استبرا کند و بعد آبى از او خارج شود و شک کند که بول است یا یکى از اینها، پاک مى باشد و هیچ کدام از این آبها وضو را هم باطل نمى کند.
عروة الوثقى ، فى نواقض الوضوء، مساله 3 و توضیح المسائل ، مساله 73
2- اگر شک کند استبرا کرده یا نه و رطوبتى از او بیرون آید که نداند پاک است یا نه ، نجس مى باشد و چنانچه وضو گرفته باشد،باطل مى شود و اگر شک کند که استبرایى که کرده ، درست بوده و یا نه و رطوبتى از او بیرون آید که نداند پاک است یا نه ، پاک مى باشد و وضو را هم باطل نمى کند.
توضیح المسائل ، مساله 74
3- کسى که استبرا نکرده اگر به واسطه آنکه مدتى از بول کردن او گذشته ، یقین کند بول در مجراى ادرار نمانده است و رطوبتى ببیند و شک کند پاک است یا نه ، آن رطوبت پاک مى باشد و وضو را هم باطل نمى کند.
توضیح المسائل ، مساله 75
4- براى زن استبراى از بول جمطرح ج نیست و اگر رطوبتى ببیند و شک کند که پاک است یا نه ، پاک مى باشد و وضو و غسل او را هم باطل نمى کند.
توضیح المسائل ، مساله 77
دوم : غائط ولو ذره اى باشد، الا کسى که غائط او مرتب و بى اختیار از او بیرون مى آید (مبطون ) که احکام آن در مساله 308 توضیح المسائل و بعد از آن بیان شده است .
سوم : باد معده و روده که از مخرج غائط خارج مى شود، مگر کسى که به خاطر مرضى که دارد باد معده بى اختیار از او خارج مى شود.
توضیح المسائل ، مساله 317
چهارم : خوابى که به واسطه آن چشم نبیند و گوش نشنود، اما اگر چشم نبیند، ولى گوش بشنود، وضو باطل نمى شود؛
پنجم : چیزهایى که عقل را از بین مى برد، مانند: دیوانگى و مستى و بیهوشى ؛
ششم : استحاضه زنان ؛
هفتم : کارى که براى آن بایستى غسل کرد، مانند: جنابت و مس میت .
عروة الوثقى ، فى غسل مس المیت ، مساله 14 و توضیح المسائل ، مساله 323
=یادآورى 1- اگر شک کند که وضوى او باطل شده یا نه ، بنا مى گذارد که وضوى او باقى است ، مگر آنکه سبب شکش خارج شدن رطوبتى باشد که نمى داند بول است یا غیر بول و استبرا هم نکرده باشد.
عروة الوثقى ، فى شرائط الوضوء، مساله 37 و توضیح المسائل ، مساله 300
2- به مساله 302 توضیح المسائل مراجعه شود.
غسل غسلهاى واجب غسلهاى واجب هفت تاست :
1- غسل جنابت ؛
2- غسل میت ؛
3- غسل مس میت ؛
4- غسل نذر و عهد و قسم ؛
5- غسل حیض ؛
6- غسل نفاس ؛
7- غسل استحاضه .
توضیح المسائل ، بعد از مساله 344
یادآورى تمام این هفت غسل بر زنها با توجه به شرایطش واجب مى گردد؛ ولى بر مردها فقط چهارغسل اول واجب مى شود؛ بنابراین در چهار غسل اول زنها و مردها شریکند؛ ولى سه غسل آخر مخصوص زنهاست که ما به شرح سه غسل اول مى پردازیم ؛اما سه غسل آخر (حیض ، نفاس و استحاضه ) را در جزوه جداگانه اى مطرح خواهیم کرد.
غسل جنابت علل جنابت به یکى از دو چیز انسان جنب مى شود:
1- جماع (آمیزش ) که اگر انسان جماع کند و به اندازه ختنه گاه و یا بیشتر داخل شود، در زن باشد یا در مرد، در قبل (جلو) باشد یا در دبر (عقب )، بالغ باشند یا نابالغ ، اگر چه منى بیرون نیاید، هر دو جنب مى شوند و همچنین اگر کسى -نعوذبالله حیوانى را وطى کند، جنب مى شود و در هر صورت اگر شک کند که به مقدار ختنه گاه داخل شده یا نه ، غسل بر او واجب نیست .
توضیح المسائل ، مساله 345 349 350 351.
2- بیرون آمدن منى چه در خواب باشد (احتلام )، یا بیدارى ، کم باشد یا زیاد، با شهوت باشد یا بى شهوت ، بااختیار باشد یابى اختیار، البته اینها در صورتى است که یقین دارد آبى که خارج شده منى باشد و اما رطوبت یا آبى که از انسان بیرون مى آید، ولى نمى داند منى است یا رطوبت دیگر، اگر این شخص مرد و سالم است بایستى آن آبى که بیرون آمده داراى سه علامت باشد که حکم به منى بودن آن بشود (البته در صورت شک ).
الف ) با شهوت بیرون آمده باشد؛
ب ) هنگام بیرون آمدن جهندگى داشته باشد؛
ج ) بعد از بیرون آمدن ، بدن سست شده باشد.
اما اگر شخص ، مردى مریض و یا زن باشد، همین مقدار که آن آب با شهوت بیرون آمده باشد، در جنابت او کافى است و بودن آن دو علامت دیگر لازم نیست ، اگر چه شایسته است که زن و مریض -به خصوص زن علاوه بر غسل ، وضو هم بگیرد (اگر قبلا وضو نداشته ) و بلکه به طور کلى اگر سه علامت جمع نبود، بهتر است علاوه بر غسل ، وضو هم گرفته شود، اگر قبلا وضو نداشته است ووظیفه اش هم وضو گرفتن بوده است ، منتها در مواردى که گفته شد علاوه بر غسل ، بهتر است وضو هم بگیرد. خوب است که اول طهارت غسلى خودش را از بین ببرد، بعد وضو بگیرد؛ چون خواهیم گفت که با غسل جنابت نباید وضو گرفت .
عروة الوثقى ، فى غسل الجنابه ، مساله 11 و تحریرالوسیلة ، ج 1، ص 37 توضیح المسائل ، مساله 345 و 346
یادآورى 1- اگر منى از جاى خود حرکت کند و بیرون نیاید یا انسان شک کند که منى از او بیرون آمده یا نه ،غسل بر او واجب نیست .
توضیح المسائل ، مساله 352
2- مستحب است که انسان بعد از بیرون آمدن منى بول کند (استبرا به بول ) و اگر بول نکند و بعد از غسل رطوبتى از او بیرون بیاید که نداند منى است یا رطوبت دیگر، حکم منى را دارد؛ ولى باید توجه داشت که استبرا به خرطات نمى تواند جایگزین استبرابه بول شود؛ بنابراین اگر بعد از خروج منى بجاى استبراى به بول استبراى به خرطات نماید، رطوبت بعدى ، اگر مشکوک بین بول و منى باشد، محکوم به منى بودن است و براى توضیح استبراى از بول و یا استبراى به خرطات ، به توضیح المسائل ، مساله 72 مراجعه شود.
عروة الوثقى ، مستحبات غسل جنابت ، مساله 7 و توضیح المسائل ، مساله 348
گاهى استبراى به بول بنابر احتیاط واجب قبل از غسل لازم مى شود و آن در صورتى است که در روز ماه مبارک رمضان محتلم شده و مى داند منى در مجرا مانده که اگر قبل از غسل ، استبرا نکند بعد از غسل بیرون مى آید و اگر استبرا نکند استبراى بعد از غسل جایز نیست .
توضیح المسائل ، مساله 1593
حکم رطوبتهاى مشکوک رطوبتهاى مشکوکى که از انسان خارج مى شود، دوقسمند:
قسم اول : رطوبتهایى که مشکوک بین مذى و بول و منى است و یا بین مذى و بول ، و یا مذى و منى است که شخص نمى داند این رطوبت پاک است یا نه ، که در این صورت این رطوبت غسل ندارد و پاک هم هست -البته در صورتى که استبرا کرده و طهارت گرفته باشد و اگر قبلا وضو نداشته ، فقط براى نمازش وضو مى گیرد، زن باشد یا مرد، الادر صورتى که این رطوبت بعد از خروج منى و قبل از استبراى به بول باشد که محکوم به منى است و لو احتمال رطوبتهاى پاک را هم بدهد.
تحریرالوسیله ، ج 1، ص 34 مساله 16 عروة الوثقى ، مستحبات غسل جنابت ، مساله 3.
قسم دوم : رطوبتهاى مردد بین بول و منى که مى داند این رطوبت یا بول است یا منى و خلاصه به نجس بودن آن یقین دارد، ولى نمى داند کدام یک است ، که حکم این قسم و صورتهاى مختلف آن را در صفحه بعد ملاحظه مى فرمایید.
یادآورى 1- اگر در لباس خود منى ببیند و بداند از خود اوست و براى آن غسل نکرده ، باید غسل کند و نمازهایى را که یقین دارد بعد ازبیرون آمدن منى خوانده ، قضا کند، ولى نمازهایى را که احتمال مى دهد بعد ازبیرون آمدن آن منى خوانده لازم نیست قضا نماید و اما اگر بداند منى ازخود اوست ، ولى نمى داند از جنابت سابق است و یا تازه جنب شده در این صورت غسل لازم نیست ، اگر چه خوب است که احتیاطا غسل کند.
توضیح المسائل ، مساله 445 تحریرالوسیله ، ج 1، ص 73 مساله 2.
2- در صورتى بیرون آمدن منى سبب جنابت مى شود که منى از خود شخص باشد، اما اگر منى مرد از زن خارج شود،غسل بر اوواجب نیست ، مگر در صورتى که یقین داشته باشد که منى خودش هم با آن مخلوط شده است .
تحریرالوسیله ، ج 1، ص 63 مساله ، ((احدیهما)).
3- زن هم مانند مرد در خواب جنب (محتلم ) مى شود، اگر در خواب منى از او بیرون آمده باشد، غسل بر او واجب است .
عروة الوثقى ، احکام غسل جنابت ، مساله 6
چیزهایى که بر جنب حرام است 
پنج چیز بر جنب حرام است :
1- رساندن جایى از بدن به خط قرآن یا به اسم خداوند متعال و پیامبران و امامان -علیهم السلام به طورى که در وضو گفته شد.
2- رفتن به مسجدالحرام و مسجد پیامبر -صلى الله علیه وآله وسلم اگر چه از یک در داخل و از دیگر خارج شود.
3- توقف در مساجد دیگر -چه مسجدش آباد و چه خراب باشد و چه کسى در آن نماز بخواند یا نخواندولى اگر از یک در داخل و از در دیگر خارج شود، یا براى برداشتن چیزى برود، مانعى ندارد و احتیاط واجب آن است که در حرم امامان -علیهم السلام هم توقف نکند و بهتر است که حرم ائمه -علیهم السلام در این حکم به مسجدالحرام و مسجد پیامبر -صلى الله علیه وآله وسلم ملحق شود و بهتر است که رواقهاى آنان هم به حرم مطهر ملحق شود.
4- گذاشتن چیزى در مسجد، چه داخل شود به قصد گذاشتن آن و چه در حال رفتن چیزى را بگذارد و یا از بیرون مسجد چیزى را داخل آن بگذارد.
5- خواندن سوره هایى که سجده واجب دارند، حتى اگر یک حرف از آنها را هم بخواند، حرام است ، و آن چهار سوره است :
1- سوره 32 (الم تنزیل )؛
2- سوره 41 (حم سجده )؛
3- سوره 53 (والنجم )؛
4- سوره 96 (اقرا).
عروة الوثقى ، مایحرم على الجنب ، ومساله 2 تحریرالوسیله ، ج 1، ص 38 توضیح المسائل ، مساله 355
یادآورى 1- کسى که در خانه اش جایى را به عنوان مسجد و نمازخانه اختصاص داده ، این حکم را ندارد.
عروة الوثقى ، ما یحرم على الجنب ، مساله 3
2- داخل شدن با حال جنابت به صحن ، ایوان ، مناره و خانه هاى اطراف صحن مسجد -اگر انسان یقین دارد که زمینش را وقف مسجد کرده اند همان حکم سابق را دارد و اما اگر شک دارد که آیا جزء مسجد است و یا اینکه زمینش را براى ایوان یا صحن مسجد داده اند، نه براى مسجد، در این صورت حکم مسجد را ندارد؛ولى بهتر است که انسان در مورد تمام جاهایش حکم مسجد را به آن جارى کند تا اینکه یقین کند که آنجا را براى مسجد بودن وقف نکرده اند.
عروة الوثقى ، مایحرم على الجنب ، مساله 4
3- اگر شخص جنب یا زن حائض بخواهد دعاى کمیل بخواند باید جمله افمن کان مؤ منا کمن کان فاسقا لایستوون را نخواند؛ چون این جمله جزئى از سوره ((الم سجده )) است و این سوره یکى از سوره هایى است که سجده واجب دارد.
عروة الوثقى ، مایحرم على الجنب ، مساله 5
4- رفتن شخص جنب در حرم امام زاده ها مانعى ندارد،ولى اولى و بهتر است که در حرم امام زاده هاى مشهور مثل حضرت معصومه -علیهاالسلام با حال جنابت نرود.
مجمع المسائل ، ج 1، سؤ ال 204
چیزهایى که بر جنب مکروه است 
1- خوردن و آشامیدن ، ولى اگر وضو بگیرد مکروه نیست ،و اما در صورت شستن دست یا مضمضه و یا استنشاق کردن ،حضرت امام مى فرمایند: کراهت برداشته نمى شود ، هر چند تخفیف داده مى شود، ولى بعضى مى فرمایند: کراهت برداشته مى شود.
2- خواندن بیش از هفت آیه از سوره هایى که سجده واجب ندارد و از هفتاد آیه بیشتر، کراهتش بیشتر مى شود (یعنى ثوابش کم مى شود).
3- رساندن جایى از بدن به جلد و حاشیه و بین خطهاى قرآن ؛
4- همراه داشتن قرآن ؛
5- خضاب کردن به حنا و مانند آن ؛
6- مالیدن روغن به بدن ؛
7- خوابیدن ؛ ولى اگر وضو بگیرد یا اگر آب ندارد به جاى وضو یا غسل تیمم کند،مکروه نیست .
8- جماع کردن بعد از آنکه محتلم شده ، یعنى در خواب منى از او بیرون آمده .
عروة الوثقى ، مایکره على الجنب ، و توضیح المسائل ، مساله 356
تکالیفى که صحت آنها منوط به غسل کردن از جنابت است 1- نمازهاى واجب - چه ادا و چه قضا و نمازهاى مستحب و قضاى اجزاى فراموش ‍ شده و نماز احتیاط؛ ولى نماز میت و سجده شکر و سجده واجب در هنگام شنیدن آیه سجده بر غسل کردن از جنابت متوقف نیست .
2- طواف واجب ، و بلکه بعید نیست که طواف مستحب هم چنین باشد.
3- روزه ماه مبارک رمضان و قضاى آن ، یعنى اگر با حالت جنابت صبح کند، عمدا باشد یا از روى فراموشى ، روزه اش صحیح نیست و اما سایر روزه ها غیر از روزه ماه مبارک رمضان و قضاى آن با صبح کردن در حال جنابت باطل نمى شود؛ ولى حضرت امام مى فرمایند: بنابر احتیاط واجب در روزه هاى واجب -غیر از ماه مبارک رمضان و قضاى آن عمدا با حالت جنابت وارد صبح نشوند. بلى جنابت عمدى در میان روزى که روزه است ، همه نوع روزه را باطل مى کند؛ حتى روزه هاى مستحبى را، ولى احتلام در روز (خروج منى در خواب ) ضررى به روزه ندارد.
عروة الوثقى ، غسل الجنابة ، بعد از مساله 11 تحریرالوسیله ، ج 1، ص ‍ 38
غسل میت 
اگر کسى بمیرد، بر بقیه لازم است که آن مرده را غسل بدهند؛ البته با دارا بودن چند شرط که ذیلا به آنها اشاره مى شود.
1- انسان مرده مسلمان باشد.
عروة الوثقى ، فى تغسیل المیت .
2- اگر میت ، بچه سقط شده است ، باید چهار ماهش تمام شده باشد. بنابر این غسل بچه سقط شده اى که چهار ماهش تمام نشده ، لازم نیست .
عروة الوثقى ، فى تغسیل المیت .
3- شهید نباشد؛ البته شهیدى که در میدان جنگ زخمى شده و همان جا هم روحش به ملا اعلى پیوسته است . و اما بقیه شهدا ثواب شهید را دارند؛ ولى حکم شهید را ندارند.
عروة الوثقى ، فى حکم الشهید.
4- کسى که کشتن او به خاطر رجم (سنگسار کردن ) یا قصاص واجب نشده باشد، که در این صورت امام یا نایبش به او دستور مى دهند که قبلا غسل نماید.
عروة الوثقى ، احکام غسل میت .
غسل مس میت 
اگر بدن شخص زنده اى به بدن انسان مرده اى برخورد کند، با چند شرط بر او غسل مس میت لازم مى شود، این شرایط عبارتند از:
1- آن جسد، جسد شهید نباشد (شهیدى که غسل ندارد).
عروة الوثقى ، فى حکم الشهید، مساله 11
2- کسى که کشتن او به خاطر رجم یا قصاص واجب شده و قبلا خودش ‍ غسل کرده نباشد.
عروة الوثقى ، فى حکم الشهید، مساله 11
3- بچه سقط شده اى نباشد که هنوز چهار ماهش تمام نشده است .
عروة الوثقى ، فى غسل مس میت .
4- بدن میت سرد شده باشد.
عروة الوثقى ، فى غسل مس میت .
5- بدن میت را غسل نداده باشند؛یعنى سه غسلش تمام نشده باشد.
عروة الوثقى ، فى غسل مس میت .
6- موى خود را به بدن میت و همچنین بدن یا موى خود را به موى میت نرسانده باشد و الا غسل لازم ندارد؛ هر چند احتیاط مستحب آن است که غسل نمایند.
7- اگر از انسان عضوى جدا شده ، بایستى هم گوشت و هم استخوان با هم باشد، اگر قسمتى از بدن کسى از اوجدا شود یا خود او مرده است یا زنده ، اگر مرده باشد یا بدنش را غسل داده اند یا نداده اند،اگر مرده باشد و بدنش ‍ را غسل داده باشند، که مس آن عضوغسل ندارد، و اگر از مرده اى باشد که هنوز بدنش را غسل نداده اند، یا آن عضو از اعضایى است که اگر متصل هم بود و مسح مى شد، غسل مس میت لازم نبود (مانند موها)، یا از اعضاى دیگر است ، اگر صورت اول باشد(موها) غسل لازم نیست و اگر صورت دوم باشد،غسل مس میت لازم است و اگر قسمت جدا شده ، از انسانى باشد که خود زنده است ، سه صورت دارد:یا گوشت تنهاست و یا استخوان تنها (مانند دندان ) و یا گوشت و استخوان هر دو با هم است که در صورت سوم مس آن غسل دارد و اما دو صورت قبل غسل مس میت ندارد.
تحریرالوسیله ، ج 1، ص 63 مساله 1
فلسفه غسل مس میت س : مى گویند اگر کسى دست به بدن حیوان مرده اى بزند، فقط باید دستش را آب بکشد -اگر رطوبت در بین بوده و غسل لازم نیست ؛ اما اگر کسى دستش را به بدن انسان مرده اى بزند، باید غسل کند و اگر رطوبتى در بین بوده ، علاوه بر غسل ، باید دستش را آب بکشد. آیا مرده انسان ازمرده حیوانات هم نجس تر است ؟
ج : در پاسخ این سؤ ال باید بگوییم که :
اولا: فلسفه واقعى احکام الهى براى ما در تمام موارد روشن نیست (براى روشن شدن این موضوع به بحث مقدمه احکام بحث فلسفه احکام مراجعه شود).
ثانیا: شاید یکى از حکمتهاى آن این باشد که دین مقدس اسلام در قانون گذارى خود گاهى به مسائلى برخورد مى کند که اگر یک مساله را بخواهد به طور کلى آزاد بگذارد، مفسده پیش مى آید و اگر بخواهد به طور کلى منع کند، باز هم دچار مفاسدى مى گردد در اینجا براى سلامت جامعه و صحیح اجرا شدن قانون این چنین برنامه ریزى مى کند که روى آن چیز مالیات مى بندد؛ به عنوان مثال در اوایل بعثت پیامبر اکرم -صلى الله علیه وآله وسلم ثروتمندان عرب عادتشان بر این بود که مى آمدند اطراف پیامبر اکرم -صلى الله علیه وآله وسلم جمع مى شدند و هر کس با پیامبر کارى داشت با حضرت در گوشى صحبت مى کرد و حاضر نبودند، مسائلشان را علنا با پیامبر در میان بگذارند، آن وقت در گوش پیامبر هر داستانى را که مى خواستند چون کسى نمى شنید تعریف مى کردند که با این کار هم خود را مقرب پیامبر جلوه داده و هم وقت پیامبر را مى گرفتند و هم فقرا اندوهگین مى شدند. خوب دراینجا اسلام چه بکند؟ اگر در گوشى صحبت کردن با پیامبر را مطلقا آزاد بگذارد، داراى چنین مفاسدى است و اگر مطلقا منع کند، باز هم صحیح نیست ؛زیرا گاهى بعضى از مسائل است که نمى شود در جمع مطرح گردد و باید به صورت در گوشى با پیامبر در میان گذاشته شود؛ در اینجا دین مقدس اسلام براى دفع مفاسد و صحیح اجرا شدن این مساله ، براى آن پرداخت مبلغى را الزامى کرد؛ در این مورد آیه یازدهم سوره مجادله مى فرماید:
یا ایها الذین امنوا اذا ناجیتم الرسول فقدموا بین یدى نجویکم صدقة ؛ اى کسانى که ایمان آورده اید، هرگاه خواستید با پیامبر درگوشى صحبت کنید، جلوتر باید صدقه بدهید.))
که این صدقه اجبارى سبب شد عادت بد درگوشى صحبت کردن با پیامبر از میان رفت و تنها کسى که به این آیه عمل کرد، امیرالمؤ منین -علیه السلام بود که در بعضى از موارد با دادن صدقه راهنماییهاى سرى را از پیامبر اکرم -صلى الله علیه وآله وسلم دریافت مى نمود و بعد از مدتى هم این حکم -صدقه دادن قبل از نجوا با پیامبرنسخ گردید.
تفسیر المیزان ، ج 19 ص 215
حالا در مساله مس میت هم شاید همین مساله مطرح باشد که گاهى انسانهایى بر اثر مبتلا بودن به یک سرى امراض مسرى و خطرناک مى میرند؛ بعد اقوام و بستگان آنها دور جسد جمع مى شوند و افرادى که علاقه بیشترى به میت داشته و عواطفشان قوى تر است او را بوسیده ودیگران را هم به این کار تشویق مى کنند و ممکن است عده فراوانى درجامعه مبتلا به آن مرض گردند؛در اینجا اسلام چه بکند؟ چه این امررا کاملا آزاد بگذارد و چه مطلقا منع کند،مفسده دارد چون آزادى سبب سرایت امراض گوناگون مى شود و منع آن سبب اتهام اسلام به خشونت مى گردد؛ در اینجا اسلام براى جلوگیرى از مفسده و صحیح اجرا شدن این مساله ، احکام خاصى وضع کرده ، بدین صورت که اگر کسى میتى را مس کرد باید حتما براى نمازش غسل کند و الا نمازش باطل است و درباره مرده انسان ، چون مردم بعد از مردنش هم به او رغبت نشان مى دهند، اسلام قیدوبندهایى در این راه به وجود آورده است ؛ اما درباره مرده حیوانات که چنین مساله اى نیست که بعد از مردنشان مردم اطرافشان جمع شوند، یا احیانا آنها را بوسیده و دیگران را تشویق به بوسیدن کنند، لذا اسلام آنجا این حکم را ندارد و این نهایت درجه احترام اسلام به انسان است که معتقد است انسان را بعد از مردن غسل داده و کفن نموده و با تشریفات خاص به خاک بسپارند، اما حیوانات این چنین نیستند.
بعضى از غسلهاى مستحب 
غسلهاى مستحبى در اسلام زیاد است که ما تعدادى از آنها را نام مى بریم :
1- غسل جمعه : البته غسل جمعه اهمیت فراوانى دارد که حتى بعضى از علما فتوا به وجوب آن داده اند و در بعضى از روایات دارد که ((لایترکه الا فاسق ))، یعنى ، غسل جمعه را ترک نمى کند، مگر شخص فاسق ، و وقت غسل جمعه از اول اذان صبح روز جمعه است تا اول ظهر و بهتر است نزدیک ظهر به جا آورده شود و اگر تا ظهر انجام ندهد، بهتر است بدون نیت ادا و قضا (ما فى الذمه ) تا عصر جمعه به جا آورد و اگر در روز جمعه غسل نکند، مستحب است از صبح شنبه تا غروب قضاى آن را به جا آورد و کسى که مى ترسد در روز جمعه آب پیدا نکند، مى تواند روز پنج شنبه غسل را انجام دهد، بلکه اگر در شب جمعه غسل را به امید آنکه مطلوب خداوند است ، به جا آورد صحیح است و غسل جمعه براى شخص مسافر و غیر مسافر و زن و مرد و حتى بچه هاى ممیز و زن حائض مستحب است .
عروة الوثقى ، فى اغسال المندوبه ، توضیح المسائل ، مساله 644
2- غسل دادن بچه اى که تازه به دنیا آمده است .
3- غسل زنى که براى غیر شوهرش بوى خوش استعمال کرده است .
4- غسل کسى که جایى از بدنش را به بدن میتى که غسل داده اند رسانده است .
5- غسل براى زیارت پیامبر -صلى الله علیه وآله وسلم و امامان -علیهم السلام از دور یا نزدیک .
6- غسل براى حاجت خواستن از خداوند متعال و براى توبه و نشاط به جهت عبادت .
توضیح المسائل ، مساله 644، 645
یادآورى براى اطلاع بیشتر از اغسال مستحبى به توضیح المسائل ، مساله 644، 645 و در عروة الوثقى به بحث اغسال مستحب مراجعه شود.
دستور غسل کردن تمام غسلها را چه واجب و چه مستحب به یکى از دو شکل مى توان انجام داد:
1- غسل ارتماسى ؛
2- غسل ترتیبى .
دستور غسل ارتماسى غسل ارتماسى آن است که انسان به نیت غسل یکباره در آب فرورود، به طورى که آب یکدفعه یا به تدریج تمام بدن را فرا بگیرد و اگر تمام بدن زیر آب باشد و بعد از نیت غسل بدن را حرکت دهد، غسل او صحیح است و براى انجام این غسل حتما باید جایى باشد که بتواند تمام بدن را آب فرا بگیرد و زیر دوش و مانند آن نمى شود غسل ارتماسى نمود.
توضیح المسائل ، مساله 367، 368
دستور غسل ترتیبى در غسل ترتیبى باید به نیت غسل اول سر و گردن و بعد طرف راست و بعد طرف چپ بدن را بشوید و براى آنکه یقین کند، هر قسمت را کاملا شسته ، باید مقدارى از قسمت دیگر را هم ضمیمه کرده و بشوید و بلکه احتیاط مستحب آن است که تمام طرف راست گردن را با طرف راست بدن و تمام طرف چپ گردن را با طرف چپ بشوید و اگر عمدا یا از روى فراموشى یا به واسطه ندانستن مساله به این ترتیب (سروگردن ، راست و چپ ) عمل نکند،غسل او باطل است .
توضیح المسائل ، مساله 361، 363
یادآورى 1- غسل جبیره هم مانند وضوى جبیره است ، ولى باید آن را ترتیبى به جا آورد.
توضیح المسائل ، مساله 339
2- در بعضى از موارد باید غسل را به صورت ارتماسى و در بعضى ازموارد باید حتما به صورت ترتیبى انجام داد و در غیر این موارد اختیارباخود غسل کننده است که به هر یک از دو طریق مى خواهد غسل نماید و اما بعضى از مواردى که باید حتما به صورت ترتیبى غسل نمود:
الف ) در صورتى که کسى روزه واجب گرفته یا براى حج یا عمره احرام بسته که اگر بخواهد غسل کند حتما باید به صورت ترتیبى غسل کندو اگر عمدا به صورت ارتماسى غسل کند، غسلش باطل است و اما اگر از روى فراموشى غسل ارتماسى کند، صحیح است .
توضیح المسائل ، مساله 371
ب ) در صورتى که در یکى از اعضا غسلش جبیره است ، باید به صورت ترتیبى غسل نماید و اگر به صورت ارتماسى غسل کند، غسلش باطل است .
توضیح المسائل ، مساله 339
و گاهى هم غسل ارتماسى متعین مى شود؛مثل اینکه آخر وقت است و اگر بخواهد غسل ترتیبى کند، نمازش قضا مى شود و غسل ارتماسى زودتر انجام مى شود.
عروة الوثقى ، فى کیفیة الغسل ، مساله 2
مستحبات غسل جنابت 
1- استبرا به بول قبل از غسل ، البته در صورتى که جنابتش به خاطر خروج منى باشد.
2- شستن دو دست تا مرفق یا نصف ذراع یا تا بند دست سه مرتبه و در این جهت فرقى بین غسل ترتیبى و ارتماسى نیست . 3- مضمضمه (آب در دهان گرداندن ) و استنشاق کردن (آب در بینى نمودن ) بعد از شستن دو دست سه مرتبه و یک مرتبه هم کفایت مى کند.
4- دست کشیدن براى اینکه یقین کند که آب به همه جا رسیده .
5- هر کدام از اعضا را سه بار غسل دادن .
6- بردن نام خداوند متعال ((بسم الله )) یا ((بسم الله الرحمن الرحیم )) و دومى بهتر است .
7- خواندن دعاهایى که در حال غسل کردن رسیده ، به اینکه بگوید:
اللهم طهر قلبى و تقبل سعیى واجعل ماعندک خیرا لى واشرح صدرى واجر على لسانى مدحتک والثناء علیک اللهم اجعله لى طهورا وشفاء ونورا انک على کل شى ء قدیر.
ولى اگر این دعا را بعد از تمام شدن غسل بخواند، بهتر است .
8 - رعایت کردن موالات و شستن از بالا به پایین در غسل ترتیبى .
عروة الوثقى ، مستحبات غسل جنابت .
فرقهاى غسل ارتماسى و ترتیبى 
1- در غسل ارتماسى باید قبل از غسل کردن تمام بدن پاک باشد، مگرآنکه با رفتن در آب نجاست برطرف شود؛به خلاف غسل ترتیبى که لازم نیست تمام بدن قبل از غسل پاک باشد، بلکه جایز است هر عضوى را قبل از غسل دادنش تطهیر کند.
عروة الوثقى ، فى احکام الغسل ، مساله 5 و توضیح المسائل ، مساله 372
2- اگر بعد از غسل ، مانعى در یکى از اعضاى غسل دیده شود، در ارتماسى غسل باطل است و اما اگر ترتیبى غسل کرده ، باید ملاحظه کند مانع در کجاى بدن است ، اگر در طرف چپ باشد، بعد از برطرف کردن ، همان جا را به نیت غسل بشوید،غسلش صحیح است و اگر مانع در طرف راست باشد، بعد از برطرف کردن مانع و غسل آن موضع دوباره طرف چپ را غسل مى دهد،غسلش صحیح است و اگر در سروگردن هم باشد، همین طور بعد از برطرف کردن و غسل دادن آن موضع ،دوباره طرف راست و چپ را غسل مى دهد،غسلش صحیح است و اما اگر بعد از غسل ترتیبى بفهمد جایى از بدن را نشسته و نداند کجاى بدن است ، باید دوباره غسل کند.
توضیح المسائل ، مساله 364، 365، 369
احکام مشترک غسل ترتیبى و ارتماسى 
1- در غسل اگر به اندازه سر مویى از بدن نشسته بماند،غسل او باطل است ، ولى شستن جاهایى از بدن که دیده نمى شود، مثل توى گوش و بینى واجب نیست و اگر جایى را شک دارد که از ظاهر بدن است یا از باطن آن ، شستن آن لازم نیست ، ولى احتیاط در شستن است ؛ بنابراین اگر سوراخ جاى گوشواره و مانند آن به قدرى گشاد باشد که داخل آن دیده شود، باید آن را شست و اگر دیده نشود، شستن داخل آن لازم نیست .
توضیح المسائل ، مساله376537437 .
2- در غسل باید موهاى کوتاهى را که جزء بدن حساب مى شود بشوید و بنابر احتیاط، شستن موهاى بلند هم لازم مى باشد. (البته در کتاب عروة الوثقى در احکام غسل ، این احتیاط واجب دانسته شده است ).
توضیح المسائل ، مساله 379. 3- کسى که قصد دارد پول حمامى را ندهد، یا بخواهد از پول حرام و یا خمس نداده بدهد یا بدون اینکه بداند حمامى راضى است ، بخواهد نسیه بگذارد -اگر چه بعد حمام را راضى کندغسل او باطل است .
توضیح المسائل ، مساله 381، 383
4- اگر حمامى راضى باشد که پول حمام نسیه بماند، ولى کسى که غسل مى کند، قصدش این باشد که طلب او را ندهد، غسل او اشکال دارد.
توضیح المسائل ، مساله ، مساله 382
همچنین به مسائل 538 387 و 389 توضیح المسائل مراجعه شود.
شرایط صحیح بودن غسل تمام سیزده شرطى که درباره صحت وضو گفته شد، درباره غسل جارى است ، به جز موالات که در غسل ترتیبى شرط نیست -الا در افرادى که به خاطر مریضى بول آنها قطره قطره بى اختیار بیرون مى آید (مسلوس ) و یا افرادى که به خاطر مریضى از آنها باد و غائط بى اختیار خارج مى شود (مبطون ) و همچنین زن مستحاضه .
شرایط واقعى و شرایط توجهى تمام شرایطغسل شروطى واقعى هستند،الا:
1- غصبى نبودن آب غسل ؛
2- از طلا و نقره نبودن ظرف آب غسل ؛
3- عدم حرمت ارتماسى .
(معنى شرایط واقعى و توجهى در بحث وضو بیان گردید).
عروة الوثقى ، احکام غسل ، مساله 12
فرقهاى وضو و غسل 
1- در وضو، حتما باید از بالا به پایین شسته شود به خلاف غسل .
توضیح المسائل ، مساله 380 و 243
2- در غسل ، باید آب به پوست بدن برسد، به خلاف وضو که اگر پوست صورت از لاى موها پیدا نباشد، لازم نیست .
توضیح المسائل ، مساله 374، 240
3- در وضو، موالات شرط است ، به خلاف غسل ترتیبى الا غسل مستحاضه و مسلوس و مبطون .
عروة الوثقى ، ، احکام غسل جنابت ، مساله 8 و توضیح المسائل ، مساله 283
4- اگر در وضو در شستن مقدارى از عضو قبلى شک کند و وارد عضو بعدى هم شده باشد، باید برگردد -البته تا وقتى که کثیرالشک نشده باشد و الا اعتنا نکندبه خلاف غسل ترتیبى که اگر داخل عضو بعدى نشده ، باید برگردد و اگر وارد شد لازم نیست برگردد،مگر شکش در طرف چپ باشد که باید ولو بعد از زمانى شک کند، آنجا را به نیت غسل بشوید.
عروة الوثقى ، فى احکام غسل الجنابة ،مساله 11
5- با تمام وضوها مى شود نماز خواند، به خلاف غسل که فقط با غسل جنابت مى شود نماز خواند و با بقیه غسلها باید وضو هم بگیرد، ولى با غسل جنابت نباید وضو گرفت . توضیح المسائل ، مساله 322، 391
6- اگر بعد از وضو مانعى در یکى از اعضاى وضویش ببیند و یقین کند که در وقت وضو بوده و موالات هم به هم خورده ، وضو باطل است ، به خلاف غسل که در غسل ارتماسى باطل است ، ولى در غسل ترتیبى باطل نیست و باید به طورى که در فرقهاى غسلها گفتیم عمل نماید.
توضیح المسائل ، مساله 290،365، 396
کسى که در وسط غسل حدث از او سرزده است :- حدث اصغر بوده که در این صورت غسلش باطل نیست ، چه غسلش جنابت باشد یا بقیه اغسال ، ولى باید بعدش براى نماز حتماوضو بگیرد و احتیاط مستحب آن است که بعد از تمام شدن غسل ، دوباره غسل را اعاده کرده و وضو هم بگیرد و یا از همان جا غسل را رها کرده و دوباره از سر شروع کند و وضو هم بگیرد، ولى حضرت امام مى فرمایند: اگر مى خواهد آن را رها کرده و دوباره شروع کند، موافق احتیاط آن است که اگر غسل قبلى به صورت ارتماسى بوده این را هم به صورت ارتماسى ، و اگر به صورت ترتیبى بوده ، این را هم به صورت ترتیبى انجام دهد.
عروة الوثقى ، مستحبات غسل جنابت ، مساله 18
- حدث اکبر بوده :- مانند حدث سابقى است که براى آن غسل مى کرده ، که در این صورت استباید غسل را دوباره انجام دهد. عروة الوثقى ، مستحبات غسل جنابت ،مساله - غیر حدث سابق است که در این صورت غسل قبلى باطل نشده و تمامش مى کند و دوباره به نیت حدث جدید غسل مى کند و جایز هم هست که غسل قبلى را ازهمان جا رها کرده و دوباره به نیت هر دو، یک غسل انجام مى دهد و بعد براى نمازش وضو هم مى گیرد، اگر دو حدث جنابت نبوده و یا اولى جنابت نبوده و اما اگر حدث دومى جنابت بوده ، وضو لازم نیست ، چه آن غسل را تمام کرده و دوباره غسل جنابت را مستقلا انجام دهد یا از همان جا رها کرده و به نیت هر دو یک غسل نماید. ولى حضرت امام همان گونه که در حدث اصغر گفته شده مى فرمایند: موافق احتیاط آن است که اگر مى خواهد آن غسل را دوباره انجام دهد، توجه داشته باشد که اگر غسل قبلى را به صورت ارتماسى انجام مى داده این را هم ارتماسى انجام دهد و اگر ترتیبى بوده ، ترتیبى انجام دهد. عروة الوثقى ، مستحبات غسل جنابت ، مساله 19
یادآورى 1- باید توجه داشت که این مساله (رخ دادن حدث در بین غسل ) درباره غسل ترتیبى متصور است ؛ اما در باره غسل ارتماسى که به صورت دفعى انجام مى شود، تصور ندارد.
عروة الوثقى ، مستحبات غسل جنابت ، مساله 8
2- حدث اصغر در غسلهاى ارتماسى موجب بطلان آنها نمى شود، مگر غسلهاى مستحبى که براى آنجام دادن کارى مستحب شده اند؛ مانند: غسل زیارت و غسل احرام که بعید نیست در این گونه موارد موجب بطلان آنان بشود.
عروة الوثقى ، مستحبات غسل جنابت ، مساله 10
تیمم 
دستور تیمم  
تیمم -چه بدل از وضو باشد و چه بدل از غسل سه چیز واجب دارد که به آن اشاره مى کنیم :
واجب اول : زدن دو کف دست با هم بر چیزى که تیمم بر آن صحیح است ؛ البته حضرت امام گذاشتن دستها را هم بر چیزى که تیمم بر آن صحیح است کافى مى دانند، ولى زدن دستها را احتیاط مستحب مى دانند،و اما تکاندن دستها را بعد از زدن مستحب است .
واجب دوم : کشیدن تمام دو کف دست بر تمامى پیشانى ، از رستنگاه مو تا بالاى بینى و روى ابروها و دو طرف پیشانى ؛ البته امام خمینى (ره ) کشیدن روى ابروها را احتیاط واجب مى دانند.
واجب سوم : کشیدن کف دست چپ به تمام پشت دست راست ، از بند دست تا سر انگشتها و بعدا کشیدن کف دست راست به تمام پشت دست چپ ، از بند دست تا سرانگشتان و براى آنکه یقین کند که تمام پشت دست را مسح کرده ، باید مقدارى بالاتر از بند را هم مسح نماید. البته لازم به تذکر است که تیمم چه بدل از غسل و چه بدل از وضو باشد، حضرت امام همین مقدار را کافى مى دانند، ولى مى فرمایند: بهتر است یک بار دیگر دستها را زمین زده ، به پشت دستها بکشد.
عروة الوثقى ، فى کیفیة التیمم و توضیح المسائل ، مساله 701 و689 تحریر الوسیله ،ج 1، ص 011،مساله 3
یادآورى به مسائل 702 و 703 توضیح المسائل مراجعه شود.
دستور تیمم براى افراد معلول کسى که نمى تواند تیمم کند، باید نایب بگیرد تا او را تیمم دهد و نایب باید اگر امکان دارد اولا با دستهاى خود او، او را تیمم دهد واگر امکان ندارد، دستهاى خودش را به زمین بزند و به صورت و پشت دستهاى او بکشد و اگر نایب ، مزد هم بخواهد -حتى به چند برابر اجرة المثل باید اگر به حالش ضرر ندارد آن را بپردازد و نایب بگیرد و اما کسى که یک دستش قطع شده یا ذراع دارد یا ندارد (یعنى از بالاتر از ذراع دستش قطع شده ) اگر ذراع داشته باشد، باید یک دست سالمش را با ذراع دست دیگرش به زمین بزند و به صورتش بکشد و بنابر احتیاط مستحب دوباره با کف دست سالمش تمام پیشانى و دو طرف آن را مسح نماید و بعد با دست سالمش پشت ذراع و با ذراعش پشت دست سالم را مسح کند.
و اما اگر یک دستش سالم باشد و دیگرى هم ذراع نداشته باشد، همان کف دست سالم را به زمین بزند و به پیشانى بکشد و بعد پشت دستش را به زمین بکشد و بنابر احتیاط واجب علاوه بر این کار نایب هم بگیرد، به این صورت که دو دستش را با هم به چیزى که تیمم بر آن صحیح است بزند و به صورت بکشد و بعد نایب کف دستش را به پشت دست او بکشد.
واما کسى که هر دو دستش قطع شده است ،این هم دو صورت دارد: یا ذراعهاى او باقى است یا نیست و اگر ذراعها باشد، به وسیله دو ذراع مانند دو کف دست تیمم مى کند -چون دو ذراع حکم دو کف دست را دارند و اگر ذراع ندارد آن وقت پیشانى خود را به زمین کشیده و بنابر احتیاط واجب نایب هم مى گیرد.
تحریر الوسیله ، ج 1، ص 011 مساله 3و 4

شرایط تیمم 
1- نیت : یعنى توجه به اینکه این تیمم بدل از وضو است یا بدل از غسل ؛ همراه با زدن دستها بر چیزى که تیمم بر آن صحیح است .
2- مباشرت در حال اختیار: یعنى در حال اختیار کارهاى تیمم را خود شخص انجام دهد؛ ولى در حال اضطرار مى تواند نایب بگیرد.
3- موالات : یعنى پشت سرهم انجام دادن کارهاى تیمم .
4- ترتیب .
5- کشیدن کف دستها به صورت و پشت دستها از بالا به پایین .
6- نبودن مانع بین کف دستها و پیشانى و بین کف دست و پشت دست ؛ مگر در جایى که وظیفه اش تیمم جبیره اى است .
7- پاک بودن کف دستها و پیشانى و پشت دستها، در حال اختیار.
عروة الوثقى ، فى کیفیة التیمم و توضیح المسائل ، مساله 704
یادآورى به مسائل 707 708 و 709 توضیح المسائل مراجعه شود.
چیزهایى که تیمم بر آنها صحیح است  
چیزهایى که تیمم بر آنها صحیح است ، سه مرحله دارند که با بودن مرحله اول ، نوبت به دوم ، و با بودن مرحله دوم ، نوبت به مرحله سوم نمى رسد.
مرحله اول : عبارت است از همه زمین غیر از روییدنیها و معادن آن ؛ مثل : طلا، نقره ، نمک و... بنابراین در مرحله اول مى توان با خاک یا ریگ یا کلوخ یا سنگ تیمم کرد، ولى اگر خاک باشد، بهتر است . چیزى که بر آن تیمم مى شود، مستحب است گردى داشته باشد که در دست بماند و اگر هیچ کدام از اینها نبود، نوبت به مرحله دوم مى رسد.
مرحله دوم : عبارت است از گرد و غبار چیزى که تیمم بر آن صحیح است ؛مانند: خاک (نه مانند آرد و...). البته باید دانست که وقتى انسان مى تواند به گرد و غبار تیمم کند که نتواند از مجموع آنها خاک تهیه کند والا باید خاک تهیه کرده و بر خاک تیمم نماید، چون به مرحله اول بر مى گردد ولى اگر نتواند به صورت خاک درآورد، باید بنابر احتیاط واجب ، جایى را که گرد و غبارش بیشتر است ، مقدم بدارد.
مرحله سوم : عبارت است از گل ، و باید دانست که وقتى مى توان بر گل تیمم کرد که نتوان آن را خشک کرده و از آن ، خاک تهیه کرد و الا به مرحله اول بر مى گردد؛ البته لازم به تذکر است که تمام این سه مرحله اى که گفته شد، داراى سه شرط هستند، که با دارا بودن تمامى این سه شرط در هر مرحله مى توان بر آن تیمم کرد و اما آن سه شرط:
1- پاک باشد.
2- با چیزى که تیمم بر آن صحیح نیست مخلوط نباشد؛ مانند: کاه خاک ، خاک و خاکستر، مگر اینکه آنچه که مخلوط شده ، خیلى کم باشد.
3- بنابر احتیاط واجب چیزى که بر آن تیمم مى شود، غصبى نباشد.
و اگر هیچ کدام از این سه مرحله را با این شرایط ندارد، احتیاط مستحب آن است که نماز را بدون وضو و تیمم بخواند و بنابر احتیاط واجب بعدا دوباره آن را به جا بیاورد.
عروة الوثقى ، فى مایصح التیمم به ، مساله 10 و توضیح المسائل ، مساله 694، 684،689-686،692
یادآورى 1- به مسائل 684 685 688 690 692 و 695 699 مراجعه شود.
2- اگر بر چیزى تیمم کند، با اعتقاد به اینکه آن از چیزهایى است که تیمم بر آن صحیح است ، ولى بعد بفهمد تیمم بر آن صحیح نبوده و یا بر مرحله بعدى تیمم کند و بعد بفهمد وظیفه اش تیمم بر مرحله قبلى بوده ، تیمم او باطل است و نمازى که خوانده ، اگر در وقت است آن را اعاده و اگر وقت آن گذشته ، قضا نماید.
عروة الوثقى ، فیما یصح التیمم به ، مساله 12
3- تیمم کردن بر شن و زمین شوره زار، هرگاه نمک روى آن را نگرفته باشد (والا جایز نیست ) و همچنین بر گودالها و خاکى که روى آن ، راه رفته اند و خاک جاده مکروه است و مستحب است که انسان بر زمین بلند غالبا از معرض آلودگى و نجاست مصون است ، تیمم نماید.
عروة الوثقى ، فى ما یصح التیمم به ، مساله 9، 10
مواردى که به جاى وضو و غسل ، باید تیمم کرد در هفت مورد به جاى وضو و غسل باید تیمم کرد که در توضیح المسائل از مساله 648 به بعد مشروحا بیان شده است .
یادآورى 1- کسى که حدث اکبر از او سرزده است ، اگر حدثش ‍ جنابت باشد، اگر براى نمازش فقط یک تیمم بکند، کافى است -اگر نمى تواندغسل کند و اما اگر حدث اکبرش غیر از جنابت باشد، باید علاوه بر تیمم وضو هم بگیرد و اگر نمى تواند وضو بگیرد، باید دو تیمم بنماید:یکى بدل از غسل و یکى بدل از وضو.
تحریر الوسیله ، ج 1، ص 211،مساله 3
2- آنچه وضو را باطل مى کند، تیمم بدل از وضو را هم باطل مى کند و آنچه غسل را باطل مى کند، تیمم بدل از غسل را هم باطل مى کند، بحثى که هست این است که آیا آنچه وضو را باطل مى کند تیمم بدل از غسل را باطل مى کند یا نه ؟ مثلا کسى که به خاطر جنابت ، تیمم بدل از غسل کرده و بعد حدث اصغرى از او سر زده ، آیا باید دوباره تیمم کند یا نه ، همان تیمم اول کافى است و فقط براى نماز باید وضو بگیرد؟ حضرت امام مى فرمایند:در این مساله دو قول است :
1- تیمم بدل از غسل را باطل مى کند؛
2- باطل نمى کند؛ ولى طهارت او را از بین مى برد.
که قول اول مشهورتر است ، ولى قول دوم قوى تر است . بنابراین به فرمایش ‍ ایشان ، شخص جنب اگر بعد از تیمم بدل از غسل حدث اصغر از او سربزند، مثل کسى است که بعد از غسل حدث اصغر از او سرزده باشد و فقط باید براى نماز وضو بگیرد و همچنین زن حائضى که غسل حیض ‍ کرده ،اگر حدث اصغر از او سر بزند،فقط وضو یا تیمم بدل از وضوى او را از بین مى برد؛ ولى احتیاط مستحب آن است که در جنب جمع کند بین تیمم بدل از غسل و وضو اگر امکان دارد -البته در صورتى که نمى تواند وضو بگیردو اگر امکان ندارد یک تیمم به نیت مافى الذمه انجام دهد و اما غیر جنب احتیاطا دو تا تیمم کند:یکى بدل از غسل و دیگرى بدل از وضو.
تحریرالوسیله ، ج 1، ص 112 مساله 5
3- کسى که بجاى غسل یا وضو تیمم مى کند تا وقتى که تیمم و عذر او باقى است به حکم شخص طاهر است و تمام کارهایى که شرطش طهارت بود، مى تواند انجام دهد، مگر اینکه تیممش به خاطر تنگى وقت یا نماز میت یا تیمم براى خوابیدن با وجود دسترسى به آب باشد که با این تیممها نمى تواند دست به خط قرآن بزند و یا اگر جنب است ،نمى تواند سوره هایى را که سجده واجب دارد، بخواند و یا داخل مسجد شود؛ البته حضرت امام در مورد تیمم به خاطر تنگى وقت ،احتیاط واجب دارند.
عروة الوثقى ، احکام تیمم ، مساله 9
4- اگر مس قرآن بر انسان واجب شود، تیمم واجب است و اما اگر مباح (جایز) باشد، تیمم براى مس آن مشروع نیست ؛ولى اگر براى هدف دیگرى تیمم کند، مى تواند دست به خط قرآن بزند.
عروة الوثقى ، احکام تیمم ، مساله 33
5- در مواردى که باید دو تیمم کند، یکى بدل از غسل و یکى بدل از وضو، مانند: حائض و نفساء و کسى که مس میت کرده و... بهتر است تیمم سومى هم به قصد پاک شدن بنماید، بدون توجه به بدلیت از وضو و یا غسل ؛ زیرا احتمال دارد یک تیمم بیشترمطلوب نباشد (از باب تداخل ) و اگر به وسیله تیمم دو قصد مافى الذمه کند، از تیمم سومى کفایت مى کند. عروة الوثقى ، احکام تیمم ، مساله 36

 

 

  • العبد شهریار سلیم زاده

نظرات (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است
متاسفانه به علت عملیات بروزرسانی، موقتا امکان ارسال نظر و نظرسنجی مطالب غیر فعال می باشد.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">